knifed

[ایالات متحده]/naɪft/
[بریتانیا]/naɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته knifing؛ به عمق بریدن؛ برش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

knifed in back

خنجر خوردن در ناحیه پشتی

knifed to death

خنجر خوردن تا مرگی

knifed during fight

خنجر خوردن در حین درگیری

knifed in chest

خنجر خوردن در قفسه سینه

knifed on street

خنجر خوردن در خیابان

knifed by assailant

خنجر خوردن از طرف مهاجم

knifed in alley

خنجر خوردن در کوچه

knifed in brawl

خنجر خوردن در تنش

knifed at party

خنجر خوردن در مهمانی

knifed in prison

خنجر خوردن در زندان

جملات نمونه

he was knifed in a street fight last night.

او در یک درگیری خیابانی شب گذشته مورد خنجر قرار گرفت.

the victim was knifed multiple times.

مقتول بارها مورد خنجر قرار گرفت.

she narrowly escaped being knifed during the robbery.

او به طرز باریکی از خنجر شدن در حین سرقت نجات یافت.

the police are investigating a case where a man was knifed.

پلیس در حال تحقیق در مورد پرونده ای است که یک مرد مورد خنجر قرار گرفته است.

he knifed his way through the crowd to reach the front.

او با خنجر از میان جمعیت عبور کرد تا به جلو برسد.

witnesses reported that he was knifed over a petty dispute.

شهود گزارش دادند که او به دلیل یک نزاع جزئی مورد خنجر قرار گرفته است.

the movie featured a scene where a character was knifed.

در فیلم صحنه ای وجود داشت که در آن شخصیتی مورد خنجر قرار می گرفت.

he was knifed while trying to break up a fight.

او در حالی که سعی می کرد یک دعوا را متوقف کند مورد خنجر قرار گرفت.

after being knifed, he was rushed to the hospital.

پس از مورد خنجر قرار گرفتن، او به سرعت به بیمارستان منتقل شد.

they found the suspect who knifed the victim.

آنها مظنون را که قربانی را مورد خنجر قرار داده بود پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید