knifes

[ایالات متحده]/naɪfs/
[بریتانیا]/naɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با چاقو بریدن یا خراشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp knifes

چاقوهای تیز

kitchen knifes

چاقوهای آشپزخانه

butcher knifes

چاقوهای قصابی

hunting knifes

چاقوهای شکار

ceramic knifes

چاقوهای سرامیکی

folding knifes

چاقوهای تاشو

paring knifes

چاقوهای پوست‌گیری

chef knifes

چاقوهای سرآشپز

utility knifes

چاقوهای کاربردی

slicing knifes

چاقوهای برش

جملات نمونه

he carefully sharpened his knifes before starting to cook.

او چاقوهای خود را قبل از شروع آشپزی با دقت تیز کرد.

she collected different types of knifes for her kitchen.

او انواع مختلف چاقوها را برای آشپزخانه خود جمع آوری کرد.

knifes should be stored safely to prevent accidents.

چاقوها باید به طور ایمن نگهداری شوند تا از حوادث جلوگیری شود.

he used a set of knifes to carve the turkey.

او از مجموعه ای از چاقوها برای کندن گوشت بوقلمون استفاده کرد.

always handle knifes with care to avoid injuries.

همیشه با احتیاط با چاقوها برخورد کنید تا از آسیب جلوگیری شود.

she demonstrated how to use the knifes properly.

او نحوه استفاده صحیح از چاقوها را نشان داد.

knifes are essential tools in any kitchen.

چاقوها ابزارهای ضروری در هر آشپزخانه هستند.

he bought a new set of knifes for his culinary class.

او یک مجموعه جدید چاقو برای کلاس آشپزی خود خرید.

knifes can be dangerous if not used correctly.

چاقوها می توانند خطرناک باشند اگر به درستی استفاده نشوند.

she admired the craftsmanship of the handmade knifes.

او هنر و مهارت چاقوهای دست ساز را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید