knotter tool
ابزار گره زن
knotter machine
ماشین گره زن
knotter operator
اپراتور گره زن
knotter design
طراحی گره زن
knotter function
عملکرد گره زن
knotter system
سیستم گره زن
knotter setup
راه اندازی گره زن
knotter parts
قطعات گره زن
knotter assembly
مونتاژ گره زن
knotter guide
راهنمای گره زن
the knotter tied the rope securely.
گره زن، طناب را به طور محکم بست.
she is an expert knotter in sailing.
او یک گره زن ماهر دریانوردی است.
the knotter demonstrated various knots.
گره زن، گره های مختلف را نشان داد.
he learned to be a knotter for fishing.
او یاد گرفت که برای ماهیگیری گره زن باشد.
the knotter's skills were impressive.
مهارت های گره زن بسیار چشمگیر بود.
she watched the knotter at work.
او گره زن را در حال کار تماشا کرد.
the knotter used different materials.
گره زن از مواد مختلف استفاده کرد.
every sailor needs to be a good knotter.
هر ملوان باید یک گره زن خوب باشد.
the knotter explained the importance of knots.
گره زن اهمیت گره ها را توضیح داد.
he became a knotter through years of practice.
او پس از سال ها تمرین به یک گره زن تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید