knottiest

[ایالات متحده]/ˈnɒti/
[بریتانیا]/ˈnɑːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گره‌دار؛ پیچیده یا دشوار برای حل.

عبارات و ترکیب‌ها

knotty problem

مشکل پیچیده

knotty wood

چوب گره‌دار

knotty issue

مسئله پیچیده

جملات نمونه

panelling in knotty pine.

ورق‌های دیواری با طرح چوب کاج

procure a solution to a knotty problem.

برای حل یک مشکل پیچیده راه حلی پیدا کنید.

She met with a lot of knotty problems.

او با مشکلات زیادی روبرو شد.

Even the professor couldn't clarify the knotty point.

حتی استاد هم نتوانست نقطه پیچیده را روشن کند.

The system of the Unconstitutionality Review in our academic research of science of Law is a hot issue in China, which also is a knotty problem.

سیستم بررسی مصونیت قانون اساسی در تحقیقات علمی ما در زمینه حقوق در چین یک موضوع داغ است که خود یک مشکل پیچیده نیز هست.

It has a website, but it still has to unlace the knotty problem facing all weeklies trying to manage themselves into an online future — what does a Web-based weekly look like?

این وب سایت را دارد، اما هنوز باید مشکل پیچیده ای را که همه نشریات هفتگی در تلاش برای مدیریت خود در آینده آنلاین با آن مواجه هستند، از بین ببرد - یک نشریه مبتنی بر وب چگونه به نظر می رسد؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید