knucklehead

[ایالات متحده]/ˈnʌkəlhɛd/
[بریتانیا]/ˈnʌkəlhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد احمق یا نادان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

big knucklehead

حرف مفت

that knucklehead

آن احمق

knucklehead move

حرکت احمقانه

you knucklehead

تو احمق

knucklehead idea

ایده احمقانه

knucklehead mistake

اشتباه احمقانه

knucklehead friend

دوست احمق

silly knucklehead

احمق خنده‌دار

knucklehead decision

تصمیم احمقانه

knucklehead behavior

رفتار احمقانه

جملات نمونه

don't be such a knucklehead and forget your keys again.

اینقدر احمقانه رفتار نکن و دوباره کلیدهایت را فراموش نکن.

he called me a knucklehead for missing the meeting.

او به من گفت که احمقانه بوده ام که جلسه را از دست داده ام.

stop acting like a knucklehead and pay attention to the road.

دیگر مثل احمق رفتار نکن و به جاده توجه کن.

sometimes i feel like a knucklehead for making silly mistakes.

گاهی اوقات احساس می کنم که به خاطر اشتباهات احمقانه ای که مرتکب می شوم، احمقانه ام.

my brother is a total knucklehead when it comes to math.

برادرم در مورد ریاضیات کاملاً احمق است.

don't be a knucklehead; just follow the instructions.

نباش یک احمق؛ فقط دستورالعمل ها را دنبال کنید.

she laughed and called him a knucklehead for his joke.

او خندید و او را به خاطر شوخی اش احمق صدا زد.

being a knucklehead sometimes can lead to funny situations.

گاهی اوقات احمق بودن می تواند منجر به موقعیت های خنده دار شود.

he always acts like a knucklehead when he's nervous.

وقتی عصبی است همیشه مثل یک احمق رفتار می کند.

my friend is a knucklehead, but i love him anyway.

دوست من یک احمق است، اما با این وجود دوستش دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید