knurled

[ایالات متحده]/nə:ld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با یک سری لبه‌های کوچک برجسته؛ با یک سری شیارهای کوچک
Word Forms
زمان گذشتهknurled

عبارات و ترکیب‌ها

knurled handle

دسته آجدار

knurled surface

سطح آجدار

جملات نمونه

The knurled handle provided a better grip.

دسته آجدار، گرفتن بهتر را فراهم کرد.

He tightened the knurled nut with his fingers.

او با انگشتان خود مهره آجدار را محکم کرد.

The knurled edges made it easier to turn the dial.

لبه‌های آج‌دار چرخاندن صفحه را آسان‌تر کرد.

She appreciated the knurled texture of the metal surface.

او بافت آج‌دار سطح فلزی را تحسین کرد.

The knurled pattern on the surface added a decorative touch.

الگوی آج‌دار روی سطح، جلوه‌ای تزئینی به آن بخشید.

The knurled design on the pen provided a comfortable writing experience.

طراحی آج‌دار روی قلم، تجربه‌ای راحت برای نوشتن فراهم کرد.

The knurled surface prevented slipping.

سطح آج‌دار از لغزش جلوگیری کرد.

He used a knurled screwdriver to tighten the screws.

او از یک پیچ‌گوشتی آج‌دار برای محکم کردن پیچ‌ها استفاده کرد.

The knurled finish gave the product a premium look.

پوشش آج‌دار، به محصول ظاهری باکیفیت بخشید.

The knurled details on the jewelry added a unique charm.

جزئیات آج‌دار روی جواهرات، جذابیت منحصربه‌فردی به آن بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید