kowtowed

[ایالات متحده]/ˈkaʊtaʊd/
[بریتانیا]/ˈkaʊtaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی kowtow; نشان دادن احترام یا اطاعت بیش از حد; عمل کردن به شیوه‌ای مطیع; زانو زدن و لمس کردن زمین با پیشانی در پرستش یا تسلیم

عبارات و ترکیب‌ها

kowtowed to

تعظیم کرد به

kowtowed before

قبل از تعظیم کردن

kowtowed excessively

به شدت تعظیم کرد

kowtowed in submission

با تسلیم تعظیم کرد

kowtowed to authority

به قدرت تعظیم کرد

kowtowed to pressure

تحت فشار تعظیم کرد

kowtowed in fear

از ترس تعظیم کرد

kowtowed to leaders

به رهبران تعظیم کرد

kowtowed in silence

به سکوت تعظیم کرد

kowtowed for favors

برای منت تعظیم کرد

جملات نمونه

he kowtowed to the authority figures in the room.

او در برابر چهره‌های با قدرت در اتاق تعظیم کرد.

she felt pressured to kowtow to her boss's demands.

او احساس کرد که تحت فشار است تا در برابر خواسته‌های رئیس خود تعظیم کند.

the politician kowtowed to the lobbyists for support.

سیاستمدار برای حمایت از لابیگران تعظیم کرد.

they expected him to kowtow to their traditions.

آنها انتظار داشتند که او در برابر سنت‌های آنها تعظیم کند.

in the past, many would kowtow to the emperor.

در گذشته، بسیاری برای امپراتور تعظیم می‌کردند.

she refused to kowtow to societal expectations.

او از تعظیم در برابر انتظارات جامعه امتناع کرد.

he kowtowed to the critics after the backlash.

او پس از واکنش منفی، به منتقدان تعظیم کرد.

they were taught to kowtow to their elders.

به آنها آموزش داده شد که در برابر بزرگان خود تعظیم کنند.

many felt he kowtowed to the media's demands.

بسیاری احساس کردند که او در برابر خواسته‌های رسانه ها تعظیم کرد.

she was criticized for kowtowing to popular opinion.

او به خاطر تعظیم در برابر نظر عمومی مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید