labium

[ایالات متحده]/ˈleɪbiəm/
[بریتانیا]/ˈleɪbiəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لب، به ویژه لب واژن؛ لب، ساختار لبانی

عبارات و ترکیب‌ها

lower labium

لب پایین

labium majus

لب بزرگ

labium minus

لب کوچک

labium structure

ساختار لب

labium attachment

اتصال لب

labium morphology

مورفولوژی لب

labium function

عملکرد لب

labium development

توسعه لب

labium position

موقعیت لب

labium measurement

اندازه گیری لب

جملات نمونه

the labium plays a crucial role in insect anatomy.

لابیم نقش مهمی در ساختار بدن حشرات ایفا می‌کند.

in some species, the labium is used for feeding.

در برخی گونه‌ها، لابیم برای تغذیه استفاده می‌شود.

the labium can be found in various types of insects.

لابیم را می‌توان در انواع مختلف حشرات یافت.

scientists study the structure of the labium for research.

دانشمندان ساختار لابیم را برای تحقیقات مطالعه می‌کنند.

the labium is often compared to the labrum in insects.

لابیم اغلب با لابرم در حشرات مقایسه می‌شود.

understanding the labium helps in identifying insect species.

درک لابیم به شناسایی گونه‌های حشرات کمک می‌کند.

the labium can vary significantly among different insects.

لابیم می‌تواند در میان حشرات مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

some insects use their labium for grasping prey.

برخی از حشرات از لابیم خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کنند.

the labium is an important feature in insect classification.

لابیم یک ویژگی مهم در طبقه‌بندی حشرات است.

the morphology of the labium can indicate an insect's diet.

مورفولوژی لابیم می‌تواند نشان‌دهنده رژیم غذایی حشرات باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید