lacer

[ایالات متحده]/ˈleɪ.sər/
[بریتانیا]/ˈleɪ.sɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پارگی ایجاد می‌کند
Word Forms
جمعlacers

عبارات و ترکیب‌ها

laceration wound

زخم پارگی

lacerated tissue

بافت پارگی

laceration repair

ترمیم پارگی

laceration treatment

درمان پارگی

laceration risk

خطر پارگی

laceration edge

لبه پارگی

laceration depth

عمق پارگی

laceration assessment

ارزیابی پارگی

laceration size

اندازه پارگی

laceration care

مراقبت از پارگی

جملات نمونه

he used a sharp tool to lacer the fabric.

او از یک ابزار تیز برای ایجاد پارگی در پارچه استفاده کرد.

the accident caused a lacer on his arm.

تصادف باعث ایجاد پارگی در بازوی او شد.

she was careful not to lacer her skin while cooking.

او در حین آشپزی مراقب بود تا پوستش را پاره نکند.

the doctor treated the lacer with stitches.

پزشک پارگی را با بخیه درمان کرد.

he felt a sharp pain from the lacer on his back.

او درد شدیدی از پارگی روی کمرش احساس کرد.

it’s important to clean a lacer to prevent infection.

برای جلوگیری از عفونت، تمیز کردن پارگی مهم است.

she accidentally lacered her finger while cutting vegetables.

او به طور تصادفی در حین خرد کردن سبزیجات، انگشتش را پاره کرد.

the lacer was deep and required immediate attention.

پارگی عمیق بود و نیاز به توجه فوری داشت.

he tried to lacer the cardboard neatly for the project.

او سعی کرد به طور مرتب مقوا را برای پروژه پاره کند.

the athlete suffered a lacer during the game.

ورزشکار در طول بازی دچار پارگی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید