lacerating

[ایالات متحده]/ˈlæsəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlæsəreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمیقاً پاره کردن یا بریدن چیزی؛ ایجاد آسیب عاطفی

عبارات و ترکیب‌ها

lacerating pain

درد سوزشی

lacerating criticism

انتقاد سوزشی

lacerating wound

زخم سوزشی

lacerating remark

اظهارنظر سوزشی

lacerating scream

جیغ سوزشی

lacerating wind

باد سوزشی

lacerating glare

نگاه سوزشی

lacerating truth

حقیقت سوزشی

lacerating silence

سکوت سوزشی

lacerating defeat

شکست سوزشی

جملات نمونه

the lacerating winds cut through the night.

وزش بادهای سوزان کننده، شب را شکافت.

her lacerating remarks left him speechless.

اظهارات گزنده او باعث شد او speechless شود.

the lacerating pain in his leg made it hard to walk.

درد شدید در پای او راه رفتن را دشوار کرد.

he felt a lacerating sense of betrayal.

او احساس خیانت شدید کرد.

the lacerating criticism from the audience was unexpected.

انتقادات شدید از سوی مخاطبان غیرمنتظره بود.

she wrote a lacerating review of the movie.

او یک نقد گزنده از فیلم نوشت.

the lacerating truth was hard to accept.

حقیقت گزنده پذیرش آن را دشوار کرد.

his lacerating gaze made her uncomfortable.

نگاه گزنده او او را ناراحت کرد.

the lacerating sound of the siren pierced the silence.

صدای گزنده آژیر سکوت را شکست.

she experienced a lacerating loss after his departure.

او پس از جدایی او، یک فقدان شدید را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید