ladling

[ایالات متحده]/'leɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'ledl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به عنوان هدیه دادن بدون انتخاب کردن
n. یک قاشق یا ملاقه با دسته بلند؛ ظرفی برای فلز مذاب.

عبارات و ترکیب‌ها

metal ladle

قاشقک فلزی

soup ladle

قاشق سوپ

wooden ladle

قاشقک چوبی

ladle out soup

سوپ را با قاشق بیرون بریز

ladle gravy

گریس را با قاشق بریز

stir with ladle

با قاشق هم بزن

kitchen ladle

قاشق آشپزخانه

ladle furnace

قاشقک کوره

hot metal ladle

قاشقک فلزی داغ

ladle out

بیرون ریختن با قاشق

ladle cover

درب قاشق

جملات نمونه

to ladle soup into plates

برای ریختن سوپ در بشقاب‌ها

He ladled out the soup.

او سوپ را در کاسه‌ها ریخت.

ladle this sauce over fresh pasta.

این سس را روی پاستای تازه بریزید.

she ladled out onion soup.

او سوپ پیاز را در کاسه‌ها ریخت.

he ladled the water into an empty bucket.

او آب را در یک سطل خالی ریخت.

He ladles out compliments to everyone, but he’s not really sincere.

او به همه تعریف می‌کند، اما واقعاً صادق نیست.

The foundation bolt of conticaster steel ladle revolving table is the most critical part to the equipment.

پیچ پایه ای میز چرخشی دیگ فولادی کنتیکستر، حیاتی ترین بخش برای تجهیزات است.

As he could not lift the whole pailful of water at once, he fetched a milk jug, and ladled quarts of water into the pail by degrees.

از آنجایی که نمی توانست کل سهمی آب را یکباره بلند کند، یک پارچ شیر آورد و به تدریج کوارت هایی آب را در سهمی ریخت.

Based on the characteristic of puring aluminium ladle's suctorial aluminium tube and cleaning unit, this paper introduced to cleaning method of new module suctorial aluminium tube.

بر اساس ویژگی لوله آلومینیومی ساکشن و واحد تمیز کردن دردیگ ریخته گری آلومینیوم، این مقاله به روش تمیز کردن لوله آلومینیومی ساکشن ماژول جدید معرفی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید