lapful

[ایالات متحده]/ˈlæp.fʊl/
[بریتانیا]/ˈlæp.fəl/

ترجمه

n. مقدار که می‌تواند زانو را پر کند؛ مقدار که می‌تواند در زانو نگه‌داری شود
Word Forms
جمعlapfuls

عبارات و ترکیب‌ها

lapful of joy

جام شادی

lapful of water

جام آب

lapful of dirt

جام خاک

lapful of food

جام غذا

lapful of leaves

جام برگ

lapful of laughter

جام خنده

lapful of snow

جام برف

lapful of sand

جام شن

lapful of gifts

جام هدیه

lapful of memories

جام خاطرات

جملات نمونه

she scooped up a lapful of warm cookies.

او یک مشت کوکی گرم را برداشت.

the child sat in her lapful of toys, happily playing.

کودک در آغوش اسباب‌بازی‌هایش با خوشحالی بازی می‌کرد.

he gathered a lapful of leaves for the fire.

او تعدادی برگ را برای آتش جمع کرد.

she had a lapful of blankets to keep warm.

او یک مشت پتو داشت تا گرم بماند.

they brought a lapful of flowers for the celebration.

آنها دسته گل برای جشن آوردند.

with a lapful of books, he settled into his chair.

با یک مشت کتاب، او در صندلی‌اش نشست.

the cat jumped into her lapful of laundry.

گربه در آغوش لباس‌های او پرید.

after picking, she had a lapful of ripe strawberries.

بعد از چیدن، او یک مشت توت فرنگی رسیده داشت.

he filled his lapful with fresh vegetables from the garden.

او آغوشش را با سبزیجات تازه از باغ پر کرد.

she carried a lapful of gifts to the party.

او هدایا را برای مهمانی حمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید