lapped

[ایالات متحده]/læpt/
[بریتانیا]/læpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همپوشانی; به هم پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

lapped water

آب لبه‌دار

lapped up

بلعید

lapped waves

امواج لبه‌دار

lapped edges

لبه‌های لبه‌دار

lapped surface

سطح لبه‌دار

lapped lap

لپ لبه‌دار

lapped sound

صدای لبه‌دار

lapped light

نور لبه‌دار

lapped drink

نوشیدنی لبه‌دار

lapped shore

ساحل لبه‌دار

جملات نمونه

the dog lapped up the water eagerly.

سگ مشتاقانه آب را نوشید.

she lapped the ice cream quickly on a hot day.

او به سرعت در یک روز گرم بستنی را نوشید.

the waves lapped gently against the shore.

امواج به آرامی در امتداد ساحل می‌خزیدند.

the cat lapped at the milk in her bowl.

گربه شیر را در کاسه خود نوشید.

he lapped the soup from the bowl.

او سوپ را از کاسه نوشید.

after the race, the horse lapped up the water.

بعد از مسابقه، اسب مشتاقانه آب را نوشید.

the child lapped up the juice with a straw.

کودک آبمیوه را با یک نی نوشید.

she lapped up every word of the story.

او هر کلمه از داستان را نوشید.

the dog lapped at its owner's hand affectionately.

سگ با محبت به دست صاحبش نوشید.

the river lapped softly at the bank.

رودخانه به آرامی در حاشیه آب می‌خزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید