lapped water
آب لبهدار
lapped up
بلعید
lapped waves
امواج لبهدار
lapped edges
لبههای لبهدار
lapped surface
سطح لبهدار
lapped lap
لپ لبهدار
lapped sound
صدای لبهدار
lapped light
نور لبهدار
lapped drink
نوشیدنی لبهدار
lapped shore
ساحل لبهدار
the dog lapped up the water eagerly.
سگ مشتاقانه آب را نوشید.
she lapped the ice cream quickly on a hot day.
او به سرعت در یک روز گرم بستنی را نوشید.
the waves lapped gently against the shore.
امواج به آرامی در امتداد ساحل میخزیدند.
the cat lapped at the milk in her bowl.
گربه شیر را در کاسه خود نوشید.
he lapped the soup from the bowl.
او سوپ را از کاسه نوشید.
after the race, the horse lapped up the water.
بعد از مسابقه، اسب مشتاقانه آب را نوشید.
the child lapped up the juice with a straw.
کودک آبمیوه را با یک نی نوشید.
she lapped up every word of the story.
او هر کلمه از داستان را نوشید.
the dog lapped at its owner's hand affectionately.
سگ با محبت به دست صاحبش نوشید.
the river lapped softly at the bank.
رودخانه به آرامی در حاشیه آب میخزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید