lards

[ایالات متحده]/lɑːdz/
[بریتانیا]/lɑrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چربی از خوک که برای پخت و پز استفاده می‌شود
v. افزودن جزئیات غیرضروری برای بهبود؛ چرب کردن با چربی حیوانی؛ قرار دادن تکه‌های گوشت چرب در گوشت دیگر؛ گنجاندن کلمات اضافی در گفتار یا نوشتار

عبارات و ترکیب‌ها

lards of fat

چربی‌های حیوان

lards of meat

چربی‌های گوشت

lards in cooking

چربی در آشپزی

lards for flavor

چربی برای طعم

lards and butters

چربی‌ها و کره

lards of bacon

چربی‌های بیکن

lards of grease

چربی‌های روغن

lards in recipes

چربی در دستور العمل‌ها

lards for cooking

چربی برای پخت و پز

lards and oils

چربی‌ها و روغن‌ها

جملات نمونه

he lards the meat with garlic for extra flavor.

او گوشت را با سیر برای طعم بیشتر چرب می‌کند.

the chef lards the duck to keep it moist during cooking.

سرآشپز اردک را برای حفظ رطوبت آن در حین پختن چرب می‌کند.

she lards the bread with butter before toasting it.

او نان را قبل از تست کردن با کره چرب می‌کند.

they lard the pasta with cream sauce for a rich taste.

آنها رشته‌ها را با سس خامه برای داشتن طعم غنی چرب می‌کنند.

the recipe calls for larding the pork with bacon.

دستور غذا می‌گوید که گوشت را با بیکن چرب کنید.

he likes to lard his baked potatoes with sour cream.

او دوست دارد سیب زمینی‌های پخته شده خود را با خامه ترش چرب کند.

she carefully lards the turkey before roasting it.

او با دقت بوقلمون را قبل از پختن چرب می‌کند.

the dish is larded with vegetables for added nutrition.

غذا با سبزیجات برای افزایش تغذیه چرب شده است.

he often lards his speeches with humor to engage the audience.

او اغلب سخنرانی‌های خود را با طنز برای جلب توجه مخاطب چرب می‌کند.

the artist lards his paintings with vibrant colors.

هنرمند نقاشی‌های خود را با رنگ‌های زنده چرب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید