lazo

[ایالات متحده]/ˈlɑːzəʊ/
[بریتانیا]/ˈlæzoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مکانی در روسیه؛ نام مکانی در آرژانتین

جملات نمونه

the strong lazo between the two companies has lasted for decades

پیوند قوی بین دو شرکت دهه‌هاست که دوام آورده است

they want to strengthen their lazo familiar through regular family gatherings

آنها می‌خواهند از طریق دورهمی‌های خانوادگی منظم، پیوند خانوادگی خود را تقویت کنند

the deep lazo emocional she feels for her hometown never fades

پیوند عاطفی عمیقی که او با زادگاهش دارد هرگز از بین نمی‌رود

our lazo de amistad grew stronger after we traveled together

پیوند دوستی ما پس از سفر با هم قوی‌تر شد

the professional lazo between mentors and students is truly valuable

پیوند حرفه‌ای بین مربیان و دانشجویان واقعاً ارزشمند است

we need to create nuevos lazos in the international market

ما باید پیوندهای جدیدی در بازار بین‌المللی ایجاد کنیم

breaking the lazo with toxic people can be liberating

قطع کردن پیوند با افراد سمی می‌تواند آزادکننده باشد

the cultural lazo between the two nations dates back centuries

پیوند فرهنگی بین دو ملت قرن‌ها قدمت دارد

she maintained a close lazo with her colleagues even after retiring

او حتی پس از بازنشستگی، پیوند نزدیکی با همکاران خود حفظ کرد

the family lazo is unbreakable despite the physical distance

پیوند خانوادگی غیرقابل شکستن است، حتی با وجود فاصله فیزیکی

they decided to tighten their commercial lazos with asian partners

آنها تصمیم گرفتند پیوندهای تجاری خود را با شرکای آسیایی تقویت کنند

the spiritual lazo between them transcended all language barriers

پیوند معنوی آنها از همه موانع زبانی فراتر رفت

diplomatic efforts aim to preserve the delicate lazos between countries

تلاش‌های دیپلماتیک بر حفظ پیوندهای ظریف بین کشورها متمرکز است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید