leadout

[ایالات متحده]/ˈliːdaʊt/
[بریتانیا]/ˈliːdaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیم یا ریل که از یک دستگاه خارج می‌شود؛ شیار انتهایی یک رکورد که موسیقی محو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

leadout signal

سیگنال خروج

leadout phase

فاز خروج

leadout time

زمان خروج

leadout track

مسیر خروج

leadout section

بخش خروج

leadout point

نقطه خروج

leadout line

خط خروج

leadout area

ناحیه خروج

leadout curve

منحنی خروج

leadout design

طراحی خروج

جملات نمونه

the leadout in the race was crucial for the team's victory.

خروج از مسیر در مسابقه برای پیروزی تیم بسیار مهم بود.

we need a proper leadout to ensure a smooth transition.

ما به یک خروج مناسب نیاز داریم تا انتقال به طور روان انجام شود.

the leadout process will help us identify the best candidates.

فرآیند خروج به ما کمک می کند تا بهترین نامزدها را شناسایی کنیم.

in telecommunications, a leadout is essential for data transmission.

در مخابرات، خروج برای انتقال داده ضروری است.

the leadout phase of the project is where we finalize our plans.

فاز خروج پروژه جایی است که برنامه های خود را نهایی می کنیم.

he used a leadout strategy to enhance the team's performance.

او از یک استراتژی خروج برای بهبود عملکرد تیم استفاده کرد.

the leadout section of the report summarizes key findings.

بخش خروج گزارش یافته های کلیدی را خلاصه می کند.

effective leadout techniques can improve communication in teams.

تکنیک های خروج موثر می توانند ارتباطات را در تیم ها بهبود بخشند.

she prepared a leadout for the presentation to engage the audience.

او برای جلب توجه مخاطبان، یک خروج برای ارائه آماده کرد.

the leadout in the design process ensures all elements are aligned.

خروج در فرآیند طراحی اطمینان می دهد که همه عناصر همسو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید