When they are idle, they indulge themselves into comfort, lechery, crapulence and gluttony.
وقتی بیکار هستند، خود را در راحتی، شهوترانی، بیمنظورگی و حرص و زیادهروی غرق میکنند.
He was known for his lechery towards young women.
او به خاطر شهوترانیاش نسبت به زنان جوان شناخته میشد.
The scandal exposed his lechery and inappropriate behavior.
رسوایی شهوترانی و رفتار نامناسب او را آشکار کرد.
His lechery led to his downfall in the political arena.
شهوترانی او منجر به سقوطش در عرصه سیاسی شد.
The movie portrayed the character as a man consumed by lechery.
فیلم این شخصیت را به عنوان مردی که درگیر شهوترانی بود، به تصویر کشید.
She was disgusted by his lechery and refused to interact with him.
او از شهوترانی او منزجر بود و از تعامل با او امتناع کرد.
The lechery of the boss created a toxic work environment for his employees.
شهوترانی رئیس، محیط کار سمی برای کارمندانش ایجاد کرد.
He tried to hide his lechery behind a façade of charm and politeness.
او سعی کرد شهوترانی خود را پشت نقابی از جذابیت و مؤدب بودن پنهان کند.
The novel depicted a society plagued by corruption and lechery.
رمان جامعهای را که در اثر فساد و شهوترانی رنج میبرد، به تصویر کشید.
The preacher condemned lechery as a sin against God.
واعظ شهوترانی را به عنوان گناهی در برابر خدا محکوم کرد.
His lechery towards his subordinates created a hostile work environment.
شهوترانی او نسبت به زیردستانش محیط کار خصمانه ایجاد کرد.
When they are idle, they indulge themselves into comfort, lechery, crapulence and gluttony.
وقتی بیکار هستند، خود را در راحتی، شهوترانی، بیمنظورگی و حرص و زیادهروی غرق میکنند.
He was known for his lechery towards young women.
او به خاطر شهوترانیاش نسبت به زنان جوان شناخته میشد.
The scandal exposed his lechery and inappropriate behavior.
رسوایی شهوترانی و رفتار نامناسب او را آشکار کرد.
His lechery led to his downfall in the political arena.
شهوترانی او منجر به سقوطش در عرصه سیاسی شد.
The movie portrayed the character as a man consumed by lechery.
فیلم این شخصیت را به عنوان مردی که درگیر شهوترانی بود، به تصویر کشید.
She was disgusted by his lechery and refused to interact with him.
او از شهوترانی او منزجر بود و از تعامل با او امتناع کرد.
The lechery of the boss created a toxic work environment for his employees.
شهوترانی رئیس، محیط کار سمی برای کارمندانش ایجاد کرد.
He tried to hide his lechery behind a façade of charm and politeness.
او سعی کرد شهوترانی خود را پشت نقابی از جذابیت و مؤدب بودن پنهان کند.
The novel depicted a society plagued by corruption and lechery.
رمان جامعهای را که در اثر فساد و شهوترانی رنج میبرد، به تصویر کشید.
The preacher condemned lechery as a sin against God.
واعظ شهوترانی را به عنوان گناهی در برابر خدا محکوم کرد.
His lechery towards his subordinates created a hostile work environment.
شهوترانی او نسبت به زیردستانش محیط کار خصمانه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید