leeders

[ایالات متحده]/ˈliːdəz/
[بریتانیا]/ˈliːdərz/

ترجمه

n. جمع لیدر، یک متغیر از لیدر، یک نام خانوادگی انگلیسی

جملات نمونه

political leaders from various countries gathered at the summit to discuss climate change policies.

رهبران سیاسی از کشورهای مختلف در کنفرانس جمع شدند تا در مورد سیاست‌های تغییرات اقلیمی بحث کنند.

business leaders are adopting new technologies to stay competitive in the global market.

رهبران کسب و کار به فناوری‌های جدید توجه می‌کنند تا در بازار جهانی رقابت کنند.

community leaders play a crucial role in resolving local disputes and promoting harmony.

رهبران جامعه در حل اختلافات محلی و ترویج هماهنگی نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

young leaders are bringing fresh perspectives and innovative ideas to traditional organizations.

رهبران جوان دیدگاه‌های جدید و ایده‌های نوآورانه را به سازمان‌های سنتی می‌آورند.

world leaders must work together to address global security challenges effectively.

رهبران جهان باید با هم کار کنند تا به طور مؤثر چالش‌های امنیتی جهانی را حل کنند.

effective leaders inspire their teams through clear communication and consistent actions.

رهبران مؤثر با ارتباط واضح و اقدامات پایدار تیم‌های خود را الهام می‌بخشند.

spiritual leaders guide their followers on matters of faith and moral conduct.

رهبران معنوی در مسائل باور و رفتار اخلاقی پیروان خود را راهنمایی می‌کنند.

team leaders coordinate resources and delegate tasks to achieve project goals efficiently.

رهبران تیم منابع را هماهنگ می‌کنند و وظایف را به‌طور مؤثر تخصیص می‌دهند تا اهداف پروژه را به دست آورند.

charismatic leaders have a natural ability to motivate and influence others positively.

رهبران جذب‌کننده توانایی طبیعی برای تشویق و تأثیر مثبت بر دیگران دارند.

visionary leaders anticipate future trends and prepare their organizations for upcoming challenges.

رهبران دیدگاه‌گرا روندهای آینده را پیش‌بینی می‌کنند و سازمان‌های خود را برای چالش‌های آینده آماده می‌کنند.

student leaders organize events and represent the interests of their fellow classmates.

رهبران دانش‌آموزی رویدادها را سازماندهی می‌کنند و علایق همکلاسی‌های خود را نمایندگی می‌کنند.

natural leaders emerge in crisis situations when quick decisions are needed most.

رهبران طبیعی در موقعیت‌های بحرانی ظهور می‌کنند که تصمیم‌گیری سریعترین نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید