leftfield

[ایالات متحده]/ˈlɛftfiːld/
[بریتانیا]/ˈlɛftfiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرف مقابل خارج از مرکز فعالیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

leftfield idea

ایده غیرمعمول

leftfield approach

رویکرد غیرمعمول

leftfield thinking

تفکر غیرمتعارف

leftfield comment

نظری غیرمعمول

leftfield choice

انتخاب غیرمعمول

leftfield concept

مفهوم غیرمتعارف

leftfield perspective

دیدگاه غیرمعمول

leftfield suggestion

پیشنهاد غیرمعمول

leftfield solution

راه حل غیرمعمول

leftfield talent

استعداد غیرمعمول

جملات نمونه

his ideas often come from leftfield, surprising everyone.

ایده‌های او اغلب از زاویه‌ای غیرمنتظره می‌آیند و همه را شگفت‌زده می‌کنند.

she made a leftfield choice for her career path.

او برای مسیر شغلی خود انتخاب غیرمعمولی انجام داد.

the film's leftfield humor appealed to a niche audience.

طنز غیرمتعارف فیلم برای مخاطب خاص جذاب بود.

his leftfield approach to problem-solving is refreshing.

رویکرد غیرمتعارف او در حل مسئله، نوآورانه است.

they often recruit leftfield thinkers to innovate.

آنها اغلب متفکران غیرمتعارف را برای نوآوری استخدام می‌کنند.

the artist is known for her leftfield style in fashion.

این هنرمند به خاطر سبک غیرمتعارفش در مد شناخته شده است.

his leftfield opinions sparked a lively debate.

دیدگاه‌های غیرمتعارف او باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.

she always has a leftfield perspective on current events.

او همیشه دیدگاهی غیرمتعارف در مورد وقایع جاری دارد.

they expect leftfield ideas at the brainstorming session.

آنها در جلسه طوفان فکری، ایده‌های غیرمتعارف را انتظار دارند.

his leftfield taste in music surprises many.

سلیقه غیرمتعارف او در موسیقی باعث شگفتی بسیاری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید