| جمع | leftfields |
leftfield idea
ایده غیرمعمول
leftfield approach
رویکرد غیرمعمول
leftfield thinking
تفکر غیرمتعارف
leftfield comment
نظری غیرمعمول
leftfield choice
انتخاب غیرمعمول
leftfield concept
مفهوم غیرمتعارف
leftfield perspective
دیدگاه غیرمعمول
leftfield suggestion
پیشنهاد غیرمعمول
leftfield solution
راه حل غیرمعمول
leftfield talent
استعداد غیرمعمول
his ideas often come from leftfield, surprising everyone.
ایدههای او اغلب از زاویهای غیرمنتظره میآیند و همه را شگفتزده میکنند.
she made a leftfield choice for her career path.
او برای مسیر شغلی خود انتخاب غیرمعمولی انجام داد.
the film's leftfield humor appealed to a niche audience.
طنز غیرمتعارف فیلم برای مخاطب خاص جذاب بود.
his leftfield approach to problem-solving is refreshing.
رویکرد غیرمتعارف او در حل مسئله، نوآورانه است.
they often recruit leftfield thinkers to innovate.
آنها اغلب متفکران غیرمتعارف را برای نوآوری استخدام میکنند.
the artist is known for her leftfield style in fashion.
این هنرمند به خاطر سبک غیرمتعارفش در مد شناخته شده است.
his leftfield opinions sparked a lively debate.
دیدگاههای غیرمتعارف او باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.
she always has a leftfield perspective on current events.
او همیشه دیدگاهی غیرمتعارف در مورد وقایع جاری دارد.
they expect leftfield ideas at the brainstorming session.
آنها در جلسه طوفان فکری، ایدههای غیرمتعارف را انتظار دارند.
his leftfield taste in music surprises many.
سلیقه غیرمتعارف او در موسیقی باعث شگفتی بسیاری میشود.
leftfield idea
ایده غیرمعمول
leftfield approach
رویکرد غیرمعمول
leftfield thinking
تفکر غیرمتعارف
leftfield comment
نظری غیرمعمول
leftfield choice
انتخاب غیرمعمول
leftfield concept
مفهوم غیرمتعارف
leftfield perspective
دیدگاه غیرمعمول
leftfield suggestion
پیشنهاد غیرمعمول
leftfield solution
راه حل غیرمعمول
leftfield talent
استعداد غیرمعمول
his ideas often come from leftfield, surprising everyone.
ایدههای او اغلب از زاویهای غیرمنتظره میآیند و همه را شگفتزده میکنند.
she made a leftfield choice for her career path.
او برای مسیر شغلی خود انتخاب غیرمعمولی انجام داد.
the film's leftfield humor appealed to a niche audience.
طنز غیرمتعارف فیلم برای مخاطب خاص جذاب بود.
his leftfield approach to problem-solving is refreshing.
رویکرد غیرمتعارف او در حل مسئله، نوآورانه است.
they often recruit leftfield thinkers to innovate.
آنها اغلب متفکران غیرمتعارف را برای نوآوری استخدام میکنند.
the artist is known for her leftfield style in fashion.
این هنرمند به خاطر سبک غیرمتعارفش در مد شناخته شده است.
his leftfield opinions sparked a lively debate.
دیدگاههای غیرمتعارف او باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.
she always has a leftfield perspective on current events.
او همیشه دیدگاهی غیرمتعارف در مورد وقایع جاری دارد.
they expect leftfield ideas at the brainstorming session.
آنها در جلسه طوفان فکری، ایدههای غیرمتعارف را انتظار دارند.
his leftfield taste in music surprises many.
سلیقه غیرمتعارف او در موسیقی باعث شگفتی بسیاری میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید