legates

[ایالات متحده]/ˈlɛɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈlɛɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایندگان یا فرستادگان، به ویژه در زمینه دیپلماتیک

عبارات و ترکیب‌ها

legates of peace

نمایندگان صلح

legates to congress

نمایندگان کنگره

legates for justice

نمایندگان عدالت

legates of honor

نمایندگان افتخار

legates in mission

نمایندگان در مأموریت

legates of faith

نمایندگان ایمان

legates for change

نمایندگان تغییر

legates of goodwill

نمایندگان حسن نیت

legates of unity

نمایندگان وحدت

legates of democracy

نمایندگان دموکراسی

جملات نمونه

the legates arrived early to discuss the treaty.

نمایندگان زود هنگام برای بحث در مورد پیمان رسیدند.

each country sent legates to represent their interests.

هر کشور نماینده‌ای برای نمایندگی منافع خود فرستاد.

the legates exchanged ideas during the conference.

نمایندگان در طول کنفرانس ایده ها را رد و بدل کردند.

the legates played a crucial role in the negotiations.

نمایندگان نقش مهمی در مذاکرات داشتند.

the king appointed legates to oversee the peace talks.

شاه نماینده‌ای را برای نظارت بر مذاکرات صلح منصوب کرد.

legates from different nations gathered at the summit.

نمایندگان از کشورهای مختلف در اجلاس گرد هم آمدند.

the legates were tasked with delivering important messages.

نمایندگان وظیفه تحویل پیام های مهم را داشتند.

legates often face challenges in their diplomatic missions.

نمایندگان اغلب با چالش ها در ماموریت های دیپلماتیک خود روبرو هستند.

the legates signed the agreement after lengthy discussions.

نمایندگان پس از بحث های طولانی توافقنامه را امضا کردند.

legates must be skilled in negotiation and communication.

نمایندگان باید در مذاکره و ارتباطات ماهر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید