legitimacies

[ایالات متحده]/lɪ'dʒɪtɪməsɪ/
[بریتانیا]/ləˈdʒɪtəməsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشروعیت; قانونی بودن; معقولیت.

جملات نمونه

The government's legitimacy was questioned by the opposition.

اعتبار دولت توسط مخالفان زیر سوال رفت.

The legitimacy of the contract is being reviewed by the legal team.

مشروعیت قرارداد توسط تیم حقوقی در حال بررسی است.

The legitimacy of his claim was confirmed by the court.

دادگاه ادعای او را تایید کرد.

They are seeking to establish the legitimacy of their business operations.

آنها در تلاشند تا مشروعیت فعالیت های تجاری خود را ثابت کنند.

The legitimacy of the election results is being debated among experts.

مشروعیت نتایج انتخابات در حال بحث بین کارشناسان است.

The legitimacy of the new law is being challenged in court.

مشروعیت قانون جدید در دادگاه به چالش کشیده می شود.

The legitimacy of the organization's actions is under scrutiny.

مشروعیت اقدامات سازمان مورد بررسی است.

The legitimacy of his leadership is being questioned by some members of the team.

رهبری او توسط برخی از اعضای تیم زیر سوال رفته است.

The legitimacy of the decision is being evaluated based on established criteria.

مشروعیت تصمیم بر اساس معیارهای تعیین شده در حال ارزیابی است.

They are working to ensure the legitimacy of the process.

آنها در تلاشند تا از مشروعیت روند اطمینان حاصل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید