leniences

[ایالات متحده]/ˈliːniəns/
[بریتانیا]/ˈlinjəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ملایم بودن؛ رحمت؛ عمل ملایم بودن؛ مجازات کمتر شدید

عبارات و ترکیب‌ها

lenience policy

سیاست مدارا

lenience approach

رویکرد مدارا

lenience request

درخواست مدارا

lenience shown

مدارایی که نشان داده شده است

lenience granted

مدارایی که اعطا شده است

lenience expected

مدارایی که انتظار می‌رود

lenience allowed

مدارایی که مجاز است

lenience towards

مدارای نسبت به

lenience factor

عامل مدارا

lenience level

سطح مدارا

جملات نمونه

his lenience towards minor offenses surprised the community.

مهربانی او با تخلفات جزئی، جامعه را شگفت‌زده کرد.

the teacher showed lenience in grading late assignments.

معلم در ارزیابی تکالیف دیر تحویل داده شده، با رویکردی ملایم عمل کرد.

they argued that lenience is necessary for rehabilitation.

آنها استدلال کردند که مدارا برای توان‌بخشی ضروری است.

lenience can sometimes lead to a lack of discipline.

مدارا گاهی اوقات می‌تواند منجر به فقدان انضباط شود.

she appealed for lenience in her sentencing.

او برای مدارا در حکم دادگاه درخواست کرد.

his lenience allowed the team to learn from their mistakes.

مهربانی او به تیم اجازه داد تا از اشتباهات خود درس بگیرند.

the judge showed lenience due to the defendant's circumstances.

قاضی به دلیل شرایط متهم، با رویکردی ملایم عمل کرد.

lenience in rules can foster creativity in students.

مدارا در قوانین می‌تواند باعث افزایش خلاقیت در دانش‌آموزان شود.

some believe that lenience can undermine authority.

برخی معتقدند که مدارا می‌تواند اقتدار را تضعیف کند.

lenience is often a sign of understanding and compassion.

مدارا اغلب نشانه‌ای از درک و شفقت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید