lensed image
تصویر لنز شده
lensed camera
دوربین لنز شده
being lensed
در حال لنز شدن
lensed view
نما لنز شده
lensed portrait
پورتره لنز شده
lensed scene
صحنه لنز شده
lenses lensed
لنزهای لنز شده
carefully lensed
با دقت لنز شده
newly lensed
تازه لنز شده
the camera lensed the scene beautifully, capturing every detail.
لنز دوربین به خوبی صحنه را ثبت کرد و تمام جزئیات را ضبط نمود.
the documentary was lensed with a handheld camera for a gritty feel.
مستند با استفاده از دوربین دستی برای ایجاد حس خشن فیلمبرداری شد.
the director lensed the film over several months in remote locations.
کارگردان فیلم را در طول چند ماه در مکانهای دورافتاده فیلمبرداری کرد.
the news report was lensed from a helicopter, providing a unique perspective.
گزارش خبری از روی هلیکوپتر فیلمبرداری شد که یک دیدگاه منحصر به فرد ارائه میداد.
the actor's face was lensed intensely during the emotional scene.
چهره بازیگر در صحنه احساسی به شدت فیلمبرداری شد.
the wedding was lensed by a professional photographer with years of experience.
از یک عکاس حرفهای با چندین سال سابقه برای فیلمبرداری از ازدواج استفاده شد.
the concert was lensed for a live broadcast to fans around the world.
کنسرت برای پخش زنده به هواداران در سراسر جهان فیلمبرداری شد.
the wildlife documentary was lensed in the african savanna.
مستند حیات وحشی در سافری آفریقایی فیلمبرداری شد.
the fashion show was lensed to create a stunning promotional campaign.
نمایش لباس فیلمبرداری شد تا یک کمپین تبلیغاتی بسیار زیبایی ایجاد شود.
the historical event was lensed to preserve it for future generations.
رویداد تاریخی فیلمبرداری شد تا برای نسلهای آینده حفظ شود.
the courtroom scene was lensed with a focus on the defendant's reaction.
صحنه دادگاه با تمرکز بر واکنش متهم فیلمبرداری شد.
lensed image
تصویر لنز شده
lensed camera
دوربین لنز شده
being lensed
در حال لنز شدن
lensed view
نما لنز شده
lensed portrait
پورتره لنز شده
lensed scene
صحنه لنز شده
lenses lensed
لنزهای لنز شده
carefully lensed
با دقت لنز شده
newly lensed
تازه لنز شده
the camera lensed the scene beautifully, capturing every detail.
لنز دوربین به خوبی صحنه را ثبت کرد و تمام جزئیات را ضبط نمود.
the documentary was lensed with a handheld camera for a gritty feel.
مستند با استفاده از دوربین دستی برای ایجاد حس خشن فیلمبرداری شد.
the director lensed the film over several months in remote locations.
کارگردان فیلم را در طول چند ماه در مکانهای دورافتاده فیلمبرداری کرد.
the news report was lensed from a helicopter, providing a unique perspective.
گزارش خبری از روی هلیکوپتر فیلمبرداری شد که یک دیدگاه منحصر به فرد ارائه میداد.
the actor's face was lensed intensely during the emotional scene.
چهره بازیگر در صحنه احساسی به شدت فیلمبرداری شد.
the wedding was lensed by a professional photographer with years of experience.
از یک عکاس حرفهای با چندین سال سابقه برای فیلمبرداری از ازدواج استفاده شد.
the concert was lensed for a live broadcast to fans around the world.
کنسرت برای پخش زنده به هواداران در سراسر جهان فیلمبرداری شد.
the wildlife documentary was lensed in the african savanna.
مستند حیات وحشی در سافری آفریقایی فیلمبرداری شد.
the fashion show was lensed to create a stunning promotional campaign.
نمایش لباس فیلمبرداری شد تا یک کمپین تبلیغاتی بسیار زیبایی ایجاد شود.
the historical event was lensed to preserve it for future generations.
رویداد تاریخی فیلمبرداری شد تا برای نسلهای آینده حفظ شود.
the courtroom scene was lensed with a focus on the defendant's reaction.
صحنه دادگاه با تمرکز بر واکنش متهم فیلمبرداری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید