economic liberalizer
آزادیبخش اقتصادی
political liberalizer
آزادیبخش سیاسی
market liberalizer
آزادیبخش بازار
trade liberalizer
آزادیبخش تجارت
social liberalizer
آزادیبخش اجتماعی
regulatory liberalizer
آزادیبخش نظارتی
global liberalizer
آزادیبخش جهانی
financial liberalizer
آزادیبخش مالی
investment liberalizer
آزادیبخش سرمایهگذاری
cultural liberalizer
آزادیبخش فرهنگی
the new policies introduced by the liberalizer have transformed the economy.
سیاستهای جدیدی که توسط لیبرالیزهکننده معرفی شدهاند، اقتصاد را متحول کردهاند.
as a liberalizer, he advocates for more open trade agreements.
به عنوان یک لیبرالیزهکننده، او از توافقات تجاری بازتر حمایت میکند.
the liberalizer's approach has led to increased foreign investment.
رویکرد لیبرالیزهکننده منجر به افزایش سرمایهگذاری خارجی شده است.
many view the liberalizer as a catalyst for social change.
بسیاری لیبرالیزهکننده را به عنوان کاتالیزوری برای تغییرات اجتماعی میبینند.
the liberalizer pushed for reforms that benefit the public.
لیبرالیزهکننده برای انجام اصلاحاتی که به نفع مردم باشد، تلاش کرد.
critics argue that the liberalizer's policies favor the wealthy.
منتقدان استدلال میکنند که سیاستهای لیبرالیزهکننده به نفع ثروتمندان است.
in his role as a liberalizer, he faced significant opposition.
در نقش او به عنوان لیبرالیزهکننده، با مخالفتهای جدی روبرو شد.
the liberalizer aims to reduce government control over the market.
لیبرالیزهکننده هدف کاهش کنترل دولت بر بازار را دارد.
supporters of the liberalizer believe in the power of competition.
از حامیان لیبرالیزهکننده، کسانی هستند که به قدرت رقابت باور دارند.
his reputation as a liberalizer has attracted many followers.
شهرت او به عنوان یک لیبرالیزهکننده، بسیاری از پیروان را به خود جذب کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید