librate

[ایالات متحده]/ˈlaɪ.breɪt/
[بریتانیا]/ˈlaɪ.breɪt/

ترجمه

vi. نوسان کردن یا جنبش کردن
v. در تعادل نگه داشتن
Word Forms
جمعlibrates
شکل سوم شخص مفردlibrates
صفت یا فعل حال استمراریlibrating
زمان گذشتهlibrated
قسمت سوم فعلlibrated

عبارات و ترکیب‌ها

librate a body

تنظیم یک جسم

librate the system

تنظیم سیستم

librate the force

تنظیم نیرو

librate the axis

تنظیم محور

librate the object

تنظیم جسم

librate the scale

تنظیم مقیاس

librate the pendulum

تنظیم ساعت آفتابی

librate the motion

تنظیم حرکت

librate the model

تنظیم مدل

librate the lever

تنظیم اهرم

جملات نمونه

to librate the pendulum, adjust its length carefully.

برای آزاد کردن پاندول، طول آن را با دقت تنظیم کنید.

the moon librates slightly, revealing different features over time.

ماه به آرامی آزاد می‌شود و ویژگی‌های مختلف را در طول زمان نشان می‌دهد.

we need to librate the balance in our relationship.

ما باید تعادل را در رابطه خود آزاد کنیم.

he tried to librate his thoughts before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری سعی کرد افکار خود را آزاد کند.

the scientist studied how to librate the satellite's orbit.

دانشمند مطالعه کرد که چگونه مدار ماهواره را آزاد کند.

to librate the system, we must address the underlying issues.

برای آزاد کردن سیستم، باید به مسائل اساسی رسیدگی کنیم.

she learned to librate her emotions through meditation.

او یاد گرفت که از طریق مدیتیشن احساسات خود را آزاد کند.

they worked together to librate the project from delays.

آنها با هم برای آزاد کردن پروژه از تاخیرها تلاش کردند.

to librate the energy in the system, we need to innovate.

برای آزاد کردن انرژی در سیستم، ما به نوآوری نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید