licenced

[ایالات متحده]/ˈlaɪsns/
[بریتانیا]/ˈlaɪsns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سندی که اجازه رسمی برای انجام کاری، مانند مجوز یا پروانه، را اعطا می‌کند؛ فرانشیز
v. اعطای اجازه رسمی برای وقوع چیزی؛ اعطای مجوز به

عبارات و ترکیب‌ها

driver's licence

گواهي نامه رانندگی

business licence

گواهي نامه کسب و کار

liquor licence

گواهي نامه مشروب

professional licence

گواهي نامه حرفه اي

driving licence

گواهي رانندگی

export licence

گواهینامه صادرات

import licence

گواهی واردات

licence fee

هزینه مجوز

licence plate

پلاک خودرو

جملات نمونه

a licence to sell spirits

گواهی فروش مشروبات الکلی

The licence shown by the invaders.

گواهی نشان داده شده توسط متجاوزان.

licence sb. to practise as a doctor

به کسی اجازه دهد تا به عنوان پزشک عمل کند.

a clean driving licence is essential for the job.

گواهینامه رانندگی پاک برای این شغل ضروری است.

his driving licence expired.

گواهنامه رانندگی او منقضی شده است.

licences to explore for petroleum.

مجوزها برای اکتشاف نفت.

a licence is required by law .

گواهی طبق قانون مورد نیاز است.

police say that the lenient sentence is a licence to assault.

پلیس می‌گوید این حکم آسان‌گیر مجوز حمله است.

the licence was sent to the customer for signature.

مجوز برای امضای مشتری ارسال شد.

give full licence to do sth.

به طور کامل اجازه انجام کاری را بدهید.

a duplicate licence is issued to replace a valid licence which has been lost.

یک گواهینامه تکراری برای جایگزینی گواهینامه معتبری که گم شده است، صادر می‌شود.

550 off-licences carry the basic range.

550 فروشگاه مشروبات الکلی محدوده پایه را حمل می کنند.

a driving licence in the name of William Sanders.

گواهنامه رانندگی به نام ویلیام سندرز.

his pilot's licence was withdrawn and he was superannuated.

گواهینامه خلبانی او لغو شد و او بازنشسته شد.

The restaurant applied for a licence to sell wine.

رستوران برای دریافت مجوز فروش شراب درخواست داد.

applications for vehicle excise licences

درخواست برای مجوزهای عوارض خودرو

نمونه‌های واقعی

How much does it cost to get a driving licence.

برای گرفتن گواهنامه رانندگی چقدر هزینه دارد؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Yeah, definitely. You don't want to lose your licence.

بله، قطعا. نمی‌خواهید گواهنامه خود را از دست بدهید.

منبع: American English dialogue

You have to get a licence to operate a crane.

برای کار کردن با جرثقیل باید گواهنامه بگیرید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

I have no written licence to carry a sword or a dagger.

من هیچ گواهنامه کتبی برای حمل شمشیر یا خنجر ندارم.

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

Mary really shot herself in the foot when she lost her licence!

مری واقعاً به خود ضربه زد وقتی گواهنامه اش را از دست داد!

منبع: Emma's delicious English

In the 1950s less than 5% of workers required state licences; now 35% do.

در دهه 1950 کمتر از 5 درصد از کارگران به گواهنامه‌های ایالتی نیاز داشتند؛ اکنون 35 درصد اینطور است.

منبع: The Economist (Summary)

When I came here last, I brought a licence so we could marry at once.

وقتی آخرین بار به اینجا آمدم، گواهنامه آوردم تا بتوانیم فوراً ازدواج کنیم.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

It just says that my direct debit on my TV licence has failed and I need to pay it.

فقط می‌گوید که برداشت مستقیم من از گواهنامه تلویزیون با مشکل مواجه شده و باید آن را پرداخت کنم.

منبع: 6 Minute English

Control over lucrative telecoms licences may be the real point.

کنترل بر گواهنامه‌های مخابراتی پرسود ممکن است نقطه اصلی باشد.

منبع: The Economist (Summary)

Exciting, dynamic, a licence to print money? Nah.

هیجان انگیز، پویا، گواهینامه چاپ پول؟ نه.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید