| جمع | ligans |
ligan group
گروه لیگان
ligan system
سیستم لیگان
ligan network
شبکه لیگان
ligan model
مدل لیگان
ligan process
فرآیند لیگان
ligan analysis
تجزیه و تحلیل لیگان
ligan structure
ساختار لیگان
ligan method
روش لیگان
ligan theory
نظریه لیگان
ligan framework
چارچوب لیگان
they decided to ligan their plans for the weekend.
آنها تصمیم گرفتند برنامههای آخر هفته خود را هماهنگ کنند.
it's important to ligan your goals with your values.
هماهنگ کردن اهداف خود با ارزشهایتان مهم است.
she tried to ligan the different ideas into a coherent argument.
او سعی کرد ایدههای مختلف را در یک استدلال منسجم هماهنگ کند.
we need to ligan our resources to achieve better results.
ما باید منابع خود را هماهنگ کنیم تا به نتایج بهتری دست یابیم.
he managed to ligan his studies with his part-time job.
او توانست تحصیلات خود را با کار پاره وقت خود هماهنگ کند.
they will ligan their efforts to tackle the project.
آنها تلاش خود را برای مقابله با پروژه هماهنگ خواهند کرد.
to succeed, you must ligan your skills with opportunities.
برای موفقیت، باید مهارتهای خود را با فرصتها هماهنگ کنید.
she wants to ligan her passion for art with her career.
او میخواهد اشتیاق خود به هنر را با شغل خود هماهنگ کند.
we should ligan our strategies to improve efficiency.
ما باید استراتژیهای خود را برای بهبود کارایی هماهنگ کنیم.
it's essential to ligan your actions with your intentions.
هماهنگ کردن اقدامات خود با نیاتتان ضروری است.
ligan group
گروه لیگان
ligan system
سیستم لیگان
ligan network
شبکه لیگان
ligan model
مدل لیگان
ligan process
فرآیند لیگان
ligan analysis
تجزیه و تحلیل لیگان
ligan structure
ساختار لیگان
ligan method
روش لیگان
ligan theory
نظریه لیگان
ligan framework
چارچوب لیگان
they decided to ligan their plans for the weekend.
آنها تصمیم گرفتند برنامههای آخر هفته خود را هماهنگ کنند.
it's important to ligan your goals with your values.
هماهنگ کردن اهداف خود با ارزشهایتان مهم است.
she tried to ligan the different ideas into a coherent argument.
او سعی کرد ایدههای مختلف را در یک استدلال منسجم هماهنگ کند.
we need to ligan our resources to achieve better results.
ما باید منابع خود را هماهنگ کنیم تا به نتایج بهتری دست یابیم.
he managed to ligan his studies with his part-time job.
او توانست تحصیلات خود را با کار پاره وقت خود هماهنگ کند.
they will ligan their efforts to tackle the project.
آنها تلاش خود را برای مقابله با پروژه هماهنگ خواهند کرد.
to succeed, you must ligan your skills with opportunities.
برای موفقیت، باید مهارتهای خود را با فرصتها هماهنگ کنید.
she wants to ligan her passion for art with her career.
او میخواهد اشتیاق خود به هنر را با شغل خود هماهنگ کند.
we should ligan our strategies to improve efficiency.
ما باید استراتژیهای خود را برای بهبود کارایی هماهنگ کنیم.
it's essential to ligan your actions with your intentions.
هماهنگ کردن اقدامات خود با نیاتتان ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید