lightless

[ایالات متحده]/'laɪtlɪs/
[بریتانیا]/'laɪtlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد نور، تاریک.

جملات نمونه

Some undefinable time later, Obi-Wan felt his head and shoulders breach the surface of the lightless ocean.

بعد از مدتی نامعلوم، او بی وان احساس کرد که سر و شانه‌هایش سطح اقیانوس تاریک را شکسته است.

That subterranean world, Onstott said, is a lightless pool of hot, pressurized salt water that stinks of sulfur and noxious gases humans would find unbreathable.

آن دنیای زیرزمینی، به گفته آنستوت، یک حوضچه تاریک از آب شور داغ و تحت فشار است که بوی گوگرد و گازهای مضر دارد که انسان‌ها نمی‌توانند آن را تنفس کنند.

The lightless room was filled with a sense of foreboding.

اتاق تاریک با احساسی از پیشگویی پر شده بود.

The lightless tunnel seemed to stretch on forever.

تونل تاریک به نظر می‌رسید که برای همیشه ادامه دارد.

She navigated the lightless forest with caution.

او جنگل تاریک را با احتیاط پیمایش کرد.

The lightless basement gave off a musty smell.

زیرزمین تاریک بوی نم‌گرفته می‌داد.

The lightless street was eerie in the dead of night.

خیابان تاریک در تاریکی شب عجیب و ترسناک بود.

The lightless cave hid many secrets.

غار تاریک رازهای زیادی را پنهان می‌کرد.

He stumbled through the lightless room, searching for a way out.

او در حالی که به دنبال راهی برای خروج بود، در اتاق تاریک سرگردان شد.

The lightless sky was covered with thick clouds.

آسمان تاریک با ابرهاي كثيف پوشيده شده بود.

The lightless night enveloped the city in darkness.

شب تاریک شهر را در تاریکی فرو برد.

She felt a sense of unease in the lightless corridor.

او در راهروی تاریک احساس ناآرامی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید