limber

[ایالات متحده]/'lɪmbə/
[بریتانیا]/'lɪmbɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انعطاف‌پذیر; چابک
vt. انعطاف‌پذیر کردن
vi. آماده کردن خود برای عمل

عبارات و ترکیب‌ها

limber up

گرم کردن

be limber

منعطف بودن

limber muscles

عضلات انعطاف پذیر

limber body

بدن انعطاف پذیر

جملات نمونه

limber graphite fishing rods.

صیادهای گرافیت انعطاف‌پذیر.

The players were limbering up for the game.

بازیکنان در حال گرم کردن خود برای بازی بودند.

The candidates are already limbering up for the election campaign.

کاندیداها از قبل برای کمپین انتخاباتی خود در حال گرم کردن هستند.

the acrobats were limbering up for the big show.

آکروبات‌ها برای نمایش بزرگ در حال گرم کردن بودند.

limbered up his legs.

او پاهايش را گرم کرد.

players limbering up before the game.

بازیکنان قبل از بازی در حال گرم کردن بودند.

I limbered my fingers with a few practice bars.

من با چند بار تمرین انگشتانم را گرم کردم.

What are put down by us are not only bricks, stones, steel, concrete and limbers, but culture as well.

آنچه ما می‌گذاریم فقط آجر، سنگ، فولاد، بتن و توپخانه نیست، بلکه فرهنگ نیز هست.

Worried that walkies is the only exercise your pooch is getting? The Japanese may have the answer - dog yoga. Here Satoe Tachi and her four-year-old Dachsund Chaco limber up.

نگران این هستید که پیاده‌روی تنها تمرینی است که سگ شما دریافت می‌کند؟ ژاپنی‌ها ممکن است پاسخ داشته باشند - یوگای سگ. در اینجا ساتو تچی و چاکو، داچشوند چهار ساله، در حال گرم کردن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید