limbered

[ایالات متحده]/ˈlɪmbəd/
[بریتانیا]/ˈlɪmbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدن را انعطاف‌پذیر کرد (زمان گذشته limber)؛ برای یک رویداد آماده کرد (زمان گذشته limber)؛ توپخانه را به یک وسیله نقلیه متصل کرد (زمان گذشته limber)

عبارات و ترکیب‌ها

limbered up

گرم شد

limbered muscles

عضلات گرم شده

limbered body

بدن گرم شده

limbered joints

مفاصل گرم شده

limbered athlete

ورزشکار گرم شده

limbered movements

حرکات گرم شده

limbered limbs

اندام گرم شده

limbered posture

وضعیت بدنی گرم شده

limbered performance

عملکرد گرم شده

limbered routine

برنامه گرم شده

جملات نمونه

after a good warm-up, my muscles felt limbered and ready for the workout.

بعد از گرم کردن مناسب، عضلاتم انعطاف‌پذیر و آماده تمرین احساس می‌شدند.

the dancers limbered up before the performance to avoid injuries.

رقص‌كنان قبل از اجرا برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی گرم كردند.

he limbered his fingers before playing the piano.

او قبل از نواختن پیانو انگشتان خود را گرم کرد.

it's important to get limbered up before any athletic event.

قبل از هر رویداد ورزشی، گرم کردن مهم است.

the coach had the team limbered up with some stretching exercises.

مربی تیم را با برخی تمرینات کششی گرم کرد.

she limbered her body with yoga to improve flexibility.

او با یوگا بدن خود را گرم کرد تا انعطاف‌پذیری خود را بهبود بخشد.

before the race, the athletes limbered up to enhance their performance.

قبل از مسابقه، ورزشکاران برای افزایش عملکرد خود گرم شدند.

the dog limbered up happily before the chase.

سگ با خوشحالی قبل از تعقیب گرم شد.

limbered up and ready, he stepped onto the field with confidence.

گرم شده و آماده، او با اعتماد به نفس وارد زمین شد.

she always limbers up before going for a run.

او همیشه قبل از دویدن گرم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید