hobble

[US]/ˈhɒbl/
[UK]/ˈhɑːbl/
Frequency: Very High

Translation

vi. به سختی یا با ناپایداری راه رفتن، به ویژه به دلیل آسیب
vt. باعث راه رفتن به سختی یا با ناپایداری شدن، به ویژه به دلیل آسیب
n. یک راه رفتن ناپایدار یا لنگان
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhobbling
شکل سوم شخص مفردhobbles
جمعhobbles
قسمت سوم فعلhobbled
زمان گذشتهhobbled

Phrases & Collocations

hobble along

قدم کشیدن با سختی

hobble in pain

قدم کشیدن با درد

hobble on crutches

قدم کشیدن با عصا

Example Sentences

Johnson was still hobbled slightly by an ankle injury.

جانسون هنوز کمی به دلیل آسیب دیدگی مچ پا ناتوان بود.

cotton farmers were hobbled by low prices.

کشاورزان پنبه‌کار به دلیل قیمت‌های پایین، دچار مشکل شدند.

I hurt my foot, and had to hobble home.

من پام آسیب دید و مجبور شدم با لنگ در خانه برسم.

The old man hobbled along with the help of his grandson.

مرد پیر با کمک نوه اش با لنگ در کنار هم حرکت کرد.

He was left with no alternative but to hobble to the nearest telephone box.

او چاره‌ای جز لنگ زدن به نزدیک‌ترین جعبه تلفن نداشت.

"I hurt my foot while getting off the bus, and had to hobble home."

من در حالی که از اتوبوس پیاده می‌شدم پام آسیب دید و مجبور شدم با لنگ به خانه برسم.

In Marfan's, the genetic defects that are at fault usually hobble the gene for fibrillin, a protein that combines with elastin to form elastic fibers.

در بیماری مارفان، نقص‌های ژنتیکی که مقصر هستند معمولاً ژن فیبرلین را مختل می‌کنند، پروتئینی که با الاستین ترکیب شده تا الیاف کشسان را تشکیل دهد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now