lipped

[ایالات متحده]/lɪpt/
[بریتانیا]/lɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن لب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

full lipped

لب‌های پر

thin lipped

لب‌های باریک

pouty lipped

لب‌های جلو زده

well lipped

لب‌های زیبا

plump lipped

لب‌های آبدار

rose lipped

لب‌های صورتی

red lipped

لب‌های قرمز

lipped smile

لبخند لبی

lipped kiss

بوسه لبی

جملات نمونه

the lipped container prevents spills.

ظرف لبه‌دار از ریختن جلوگیری می‌کند.

she has beautifully lipped features.

ویژگی‌های لب‌دار او بسیار زیبا هستند.

the lipped edge of the table adds style.

لبه لب‌دار میز، به آن ظاهری زیبا می‌بخشد.

he spoke with lipped enthusiasm.

او با اشتیاق لب‌دار صحبت کرد.

her lipped smile was contagious.

لبخند لب‌دار او مسری بود.

they designed a lipped roof for better drainage.

آنها یک سقف لب‌دار برای زهکشی بهتر طراحی کردند.

the lipped bowl is perfect for mixing.

کاسه لب‌دار برای مخلوط کردن عالی است.

he had a lipped expression of disbelief.

او چهره‌ای لب‌دار از ناباوری داشت.

the lipped edges on the cake made it look professional.

لبه‌های لب‌دار کیک باعث شد که حرفه‌ای به نظر برسد.

she wore a lipped gloss that shone brightly.

او رژ لب درخشانی پوشید که به شدت می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید