on the list
در لیست
listed company
شرکت فهرستشده
to be listed
برای فهرست شدن
listed above
فهرست شده در بالا
listed securities
سهام فهرست شده
listed price
قیمت فهرست شده
listed stock
سهام فهرست شده
listed each item received.
هر آیتم دریافت شده فهرست شده است.
The trees all listed to leeward.
درختان همگی به سمت باد قرار داشتند.
The officers were listed in order of seniority.
سربازان بر اساس رتبه ارشد فهرست شده بودند.
There are ten English classes listed in the timetable.
ده کلاس زبان انگلیسی در برنامه زمانی فهرست شده اند.
Shadow cabinet members listed in bold .
اعضای کابینه سایه به صورت برجسته فهرست شده اند.
a code of conduct for directors of listed companies.
یک قانون رفتار برای مدیران شرکت های فهرست شده.
I have listed four reasons below.
من چهار دلیل را در زیر فهرست کرده ام.
93 men were still listed as missing.
93 مرد هنوز به عنوان مفقود شده فهرست شده بودند.
servicemen listed as missing in action.
سربازانی که در جریان درگیری مفقود شده اند.
listed his previous jobs.
او مشاغل قبلی خود را فهرست کرد.
Her name is listed in the telephone directory.
نام او در فهرست تلفن آمده است.
The items are listed in order of importance.
اقلام به ترتیب اهمیت فهرست شده اند.
The damaged ship listed badly to starboard. Erosion first listed, then toppled the spruce tree.
کشتی آسیب دیده به شدت به سمت راست متمایل بود. فرسایش ابتدا فهرست شد، سپس درخت کاج را واژگون کرد.
servicemen listed as missing in action during the war.
سربازانی که در جریان جنگ مفقود شده اند.
He listed four dependents on his income-tax form.
او چهار نفر از افراد تحت تکفل خود را در فرم مالیات بر درآمد فهرست کرد.
Can the catholicon of TCL-to be listed wholly-really go into effect?
آیا می توان کاتولیکون TCL را به طور کامل و واقعی فهرست کرد؟
I listed the things I wanted to buy.
من چیزهایی که می خواستم بخرم را فهرست کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید