livelihoods

[ایالات متحده]/ˈlaɪvlihʊdz/
[بریتانیا]/ˈlaɪvlihʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله تأمین نیازهای زندگی

عبارات و ترکیب‌ها

secure livelihoods

معیشت امن

sustainable livelihoods

معیشت پایدار

improve livelihoods

بهبود معیشت

diversify livelihoods

تنوع بخشیدن به معیشت

livelihoods support

حمایت از معیشت

livelihoods opportunities

فرصت‌های معیشتی

livelihoods approach

رویکرد معیشتی

enhance livelihoods

تقویت معیشت

livelihoods strategy

استراتژی معیشتی

livelihoods training

آموزش معیشت

جملات نمونه

many communities rely on agriculture for their livelihoods.

بسیاری از جوامع برای کسب درآمد خود به کشاورزی متکی هستند.

the government is working to improve the livelihoods of its citizens.

دولت در تلاش است تا معیشت شهروندان خود را بهبود بخشد.

climate change threatens the livelihoods of millions of people.

تغییرات آب و هوایی معیشت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند.

access to education can enhance people's livelihoods.

دسترسی به آموزش می تواند معیشت مردم را بهبود بخشد.

small businesses are vital for local livelihoods.

کسب و کارهای کوچک برای معیشت محلی حیاتی هستند.

fishing is a traditional source of livelihoods in coastal areas.

صید ماهی یک منبع سنتی معیشت در مناطق ساحلی است.

many ngos focus on improving women's livelihoods.

بسیاری از سازمان های غیردولتی بر بهبود معیشت زنان تمرکز دارند.

job creation is essential for sustainable livelihoods.

ایجاد شغل برای معیشت پایدار ضروری است.

disaster recovery programs aim to restore livelihoods.

برنامه های بازیابی از فاجعه هدف از بازگرداندن معیشت است.

training programs can help people diversify their livelihoods.

برنامه های آموزشی می توانند به مردم کمک کنند تا معیشت خود را متنوع کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید