livened

[ایالات متحده]/ˈlaɪv(ə)nd/
[بریتانیا]/ˈlaɪv(ə)nd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زنده یا فعال شده؛ باعث شده که بیشتر زنده یا پرشور شود

عبارات و ترکیب‌ها

livened up

زیبا و دلپذیر

livened things

چیزها را دلپذیر کرد

livened atmosphere

فضای دلپذیر

livened mood

حالت دلپذیر

livened event

رویداد دلپذیر

livened party

جشن دلپذیر

livened discussion

بحث دلپذیر

livened performance

اجای دلپذیر

livened gathering

گرد هم جمع شدن دلپذیر

livened crowd

جمعیت دلپذیر

جملات نمونه

the party was livened by a great band.

جشن با یک گروه موسیقی عالی پر جنب و جوش شد.

her stories always livened up the conversation.

داستان‌های او همیشه باعث پر جنب و جوش شدن مکالمه می‌شدند.

the decorations livened the room for the celebration.

تزئینات فضایی را برای جشن زنده کرد.

he livened the meeting with his humor.

او با شوخ طبعی خود جلسه را زنده کرد.

the festival was livened by colorful performances.

جشن با اجراهای رنگارنگ زنده شد.

the movie livened up the dull afternoon.

فیلم بعد از ظهر خسته‌کننده را زنده کرد.

they livened the event with interactive games.

آنها با بازی‌های تعاملی رویداد را زنده کردند.

the children's laughter livened the atmosphere.

خنده کودکان فضایی را زنده کرد.

new ideas livened the project discussions.

ایده‌های جدید بحث‌های پروژه را زنده کرد.

the lively music livened the crowd.

موسیقی پرانرژی جمعیت را زنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید