lobed

[ایالات متحده]/ləʊbd/
[بریتانیا]/loʊbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لوب; تقسیم شده به لوب ها

عبارات و ترکیب‌ها

lobed leaf

برگ لوبه

lobed structure

ساختار لوبه

lobed fruit

میوه لوبه

lobed petal

برگ گل لوبه

lobed margin

حاشیه لوبه

lobed organ

اندام لوبه

lobed design

طراحی لوبه

lobed shape

شکل لوبه

lobed surface

سطح لوبه

lobed outline

خطوط لوبه

جملات نمونه

the leaves are deeply lobed, giving them a unique appearance.

برگ‌ها به شدت لوبه‌دار هستند و ظاهری منحصر به فرد به آن‌ها می‌بخشند.

some species of plants have lobed petals that attract pollinators.

برخی از گونه‌های گیاهان دارای گلبرگ‌های لوبه‌دار هستند که حشرات گرده‌افشان را جذب می‌کنند.

the lobed structure of the brain is crucial for various functions.

ساختار لوبه‌دار مغز برای عملکردهای مختلف حیاتی است.

in botany, lobed leaves are often used to identify species.

در گیاه‌شناسی، برگ‌های لوبه‌دار اغلب برای شناسایی گونه‌ها استفاده می‌شوند.

the lobed design of the fruit makes it easy to peel.

طراحی لوبه‌دار میوه پوست کندن آن را آسان می‌کند.

many animals have lobed fins that aid in swimming.

بسیاری از حیوانات باله‌های لوبه‌دار دارند که به شنا کردن کمک می‌کند.

the artist used a lobed shape in her sculpture to create depth.

هنرمند از یک شکل لوبه‌دار در مجسمه‌اش برای ایجاد عمق استفاده کرد.

some lobed fungi are edible, while others are toxic.

برخی از قارچ‌های لوبه‌دار قابل خوردن هستند، در حالی که برخی دیگر سمی هستند.

the lobed edges of the leaf help reduce water loss.

لبه‌های لوبه‌دار برگ به کاهش از دست دادن آب کمک می‌کنند.

scientists study lobed structures to understand evolutionary adaptations.

دانشمندان ساختارهای لوبه‌دار را برای درک سازگاری‌های تکاملی مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید