hotel lobby
لابی هتل
lobby area
منطقه لابی
lobby lounge
فضای انتظار لابی
lobby for
لابی برای
elevator lobby
سالن آسانسور
lift lobby
لابی آسانسور
the lobby of the hotel was virtually deserted.
لابی هتل تقریباً خالی بود.
a recent lobby of Parliament by pensioners.
لابی اخیر پارلمان توسط بازنشستگان
the lobby of the hotel was bright with neon.
لابی هتل با نور نئون روشن بود.
lobby a bill through the senate
برای تصویب یک قانون در سنا لابی کنید.
Mary is in the lobby of Asian Hotel.
مری در لابی هتل آسیایی است.
They are actively lobbying for the bill.
آنها به طور فعالانه در حال لابیگری برای این قانون هستند.
the cinema lobby frothed with indignation.
تالار سینما با خشم به جوش آمد.
it is recommending that booksellers lobby their MPs.
توصیه میکند که کتابفروشان برای لابیگری با نمایندگان مجلس خود تلاش کنند.
the banking lobby; the labor lobby.
گروه لابی بانکی؛ گروه لابی کارگری.
the lobby was tiled in blue.
لابی با کاشی آبی پوشیده شده بود.
lobby on behalf of business interests
لابیگری از طرف منافع تجاری
The lobby was filled with partygoers.
لابی پر از مهمانان بود.
They are actively lobbying against the bill.
آنها به طور فعالانه در حال لابیگری علیه این قانون هستند.
They are lobbying for a reduction in defence spending.
آنها برای کاهش بودجه دفاعی لابی میکنند.
The whole lobby was a perfect pandemonium, and the din was terrific.
کل لابی به یک هرج و مرج کامل تبدیل شد و صدا وحشتناک بود.
the doorman had gone off duty and the lobby was unattended.
دریافت کارگر نگهبان از شیفت کار افتاده بود و لابی بدون سرپرست بود.
The clean-air lobby are/is against the plans for the new factory.
گروه لابی هوای پاک مخالف برنامههای کارخانه جدید است/هستند.
The group tried to lobby the bill through.
گروه سعی کرد طرح را از طریق لابی عبور دهد.
hotel lobby
لابی هتل
lobby area
منطقه لابی
lobby lounge
فضای انتظار لابی
lobby for
لابی برای
elevator lobby
سالن آسانسور
lift lobby
لابی آسانسور
the lobby of the hotel was virtually deserted.
لابی هتل تقریباً خالی بود.
a recent lobby of Parliament by pensioners.
لابی اخیر پارلمان توسط بازنشستگان
the lobby of the hotel was bright with neon.
لابی هتل با نور نئون روشن بود.
lobby a bill through the senate
برای تصویب یک قانون در سنا لابی کنید.
Mary is in the lobby of Asian Hotel.
مری در لابی هتل آسیایی است.
They are actively lobbying for the bill.
آنها به طور فعالانه در حال لابیگری برای این قانون هستند.
the cinema lobby frothed with indignation.
تالار سینما با خشم به جوش آمد.
it is recommending that booksellers lobby their MPs.
توصیه میکند که کتابفروشان برای لابیگری با نمایندگان مجلس خود تلاش کنند.
the banking lobby; the labor lobby.
گروه لابی بانکی؛ گروه لابی کارگری.
the lobby was tiled in blue.
لابی با کاشی آبی پوشیده شده بود.
lobby on behalf of business interests
لابیگری از طرف منافع تجاری
The lobby was filled with partygoers.
لابی پر از مهمانان بود.
They are actively lobbying against the bill.
آنها به طور فعالانه در حال لابیگری علیه این قانون هستند.
They are lobbying for a reduction in defence spending.
آنها برای کاهش بودجه دفاعی لابی میکنند.
The whole lobby was a perfect pandemonium, and the din was terrific.
کل لابی به یک هرج و مرج کامل تبدیل شد و صدا وحشتناک بود.
the doorman had gone off duty and the lobby was unattended.
دریافت کارگر نگهبان از شیفت کار افتاده بود و لابی بدون سرپرست بود.
The clean-air lobby are/is against the plans for the new factory.
گروه لابی هوای پاک مخالف برنامههای کارخانه جدید است/هستند.
The group tried to lobby the bill through.
گروه سعی کرد طرح را از طریق لابی عبور دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید