lobscuse

[ایالات متحده]/ˈlɒbskjuːz/
[بریتانیا]/ˈlɑbskjuːz/

ترجمه

n. خورشت ملوانان که از گوشت، سبزیجات و نان سخت تهیه می‌شود
Word Forms
جمعlobscuses

عبارات و ترکیب‌ها

lobscuse me

ببخشید من

my lobscuse

لابسکی من

lobscuse note

یادداشت لابسکی

lobscuse request

درخواست لابسکی

lobscuse letter

نامه لابسکی

lobscuse situation

وضعیت لابسکی

lobscuse statement

اظهارات لابسکی

lobscuse explanation

توضیحات لابسکی

lobscuse usage

استفاده لابسکی

lobscuse policy

سیاست لابسکی

جملات نمونه

he made a lobscuse for being late.

او به دلیل دیر رسیدن یک بهانه آورد.

her lobscuse was not convincing at all.

بهانه‌اش اصلاً قانع‌کننده نبود.

don't use a lobscuse to avoid responsibility.

برای فرار از مسئولیت از بهانه استفاده نکنید.

he always has a lobscuse ready for every situation.

او همیشه برای هر موقعیتی یک بهانه آماده دارد.

she offered a lobscuse for her absence.

او بهانه‌ای برای غیبت خود ارائه کرد.

the teacher didn't accept his lobscuse.

معلم بهانه‌اش را قبول نکرد.

using a lobscuse can damage your credibility.

استفاده از یک بهانه می‌تواند اعتبار شما را خدشه‌دار کند.

he tried to lobscuse his mistake with humor.

او سعی کرد با شوخی اشتباه خود را توجیه کند.

her lobscuse sounded rehearsed and insincere.

بهانه‌اش نمایشی و بی‌اراده به نظر می‌رسید.

they came up with a lobscuse to leave early.

آنها برای رفتن زود هنگام یک بهانه придума کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید