lobular

[ایالات متحده]/ˈlɒb.jʊ.lər/
[بریتانیا]/ˈlɑːb.jə.lər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لوب‌های کوچک؛ مربوط به لوبول‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

lobular carcinoma

کارسینوم لوبولار

lobular structure

ساختار لوبولار

lobular pattern

الگوی لوبولار

lobular development

توسعه لوبولار

lobular region

منطقه لوبولار

lobular unit

واحد لوبولار

lobular tissue

بافت لوبولار

lobular area

ناحیه لوبولار

lobular mass

توده لوبولار

lobular lesion

ضایعه لوبولار

جملات نمونه

the lobular structure of the liver is essential for its function.

ساختار لوبولار کبد برای عملکرد آن ضروری است.

researchers found lobular patterns in the tissue samples.

محققان الگوهای لوبولار را در نمونه‌های بافت شناسایی کردند.

the lobular design of the flower makes it unique.

طراحی لوبولار گل آن را منحصر به فرد می کند.

in lobular carcinoma, the cancer cells form distinct clusters.

در کارسینوم لوبولار، سلول های سرطانی خوشه های مشخصی را تشکیل می دهند.

the scientist studied the lobular arrangement of the cells.

دانشمند ترتیب لوبولار سلول ها را مطالعه کرد.

she pointed out the lobular features of the brain's anatomy.

وی به ویژگی های لوبولار آناتومی مغز اشاره کرد.

lobular growth patterns can indicate specific health issues.

الگوهای رشد لوبولار می تواند نشان دهنده مشکلات خاص سلامتی باشد.

the lobular shape of the fruit is appealing to consumers.

شکل لوبولار میوه برای مصرف کنندگان جذاب است.

he explained the significance of lobular development in plants.

وی اهمیت توسعه لوبولار در گیاهان را توضیح داد.

the lobular architecture of the building enhances its aesthetic appeal.

معماری لوبولار ساختمان جذابیت زیبایی شناسی آن را افزایش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید