lockjaws

[ایالات متحده]/ˈlɒk.dʒɔːz/
[بریتانیا]/ˈlɑkˌdʒɔz/

ترجمه

n. کزاز؛ وضعیتی که با سفتی عضلات در فک مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

lockjaws grip

گريپ lockjaws

lockjaws tool

ابزار lockjaws

lockjaws design

طراحی lockjaws

lockjaws mechanism

مکانیسم lockjaws

lockjaws feature

ویژگی lockjaws

lockjaws function

عملکرد lockjaws

lockjaws style

سبک lockjaws

lockjaws application

کاربرد lockjaws

lockjaws performance

عملکرد lockjaws

lockjaws variety

تنوع lockjaws

جملات نمونه

lockjaws can be a serious problem for some dog breeds.

قفسه های دهانه می توانند یک مشکل جدی برای برخی از نژادهای سگ باشند.

he struggled to open the lockjaws of the trap.

او برای باز کردن قفسه های دهانه تله تلاش کرد.

lockjaws are often used in heavy machinery.

قفسه های دهانه اغلب در ماشین آلات سنگین استفاده می شوند.

she noticed the lockjaws were rusted and needed replacement.

او متوجه شد که قفسه های دهانه زنگ زده اند و نیاز به جایگزینی دارند.

the fisherman used lockjaws to secure his catch.

ماهیگیر از قفسه های دهانه برای ایمن کردن صید خود استفاده کرد.

lockjaws can cause injury if not handled carefully.

قفسه های دهانه می توانند باعث آسیب شوند اگر با احتیاط برخورد نشود.

he had to tighten the lockjaws to keep everything in place.

او مجبور شد قفسه های دهانه را محکم کند تا همه چیز در جای خود باقی بماند.

lockjaws are essential components in various tools.

قفسه های دهانه اجزای ضروری در ابزارهای مختلف هستند.

she learned how to release the lockjaws safely.

او یاد گرفت که چگونه قفسه های دهانه را به طور ایمن آزاد کند.

the mechanic examined the lockjaws for any defects.

مکانیک قفسه های دهانه را برای هرگونه نقص بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید