locust

[ایالات متحده]/'ləʊkəst/
[بریتانیا]/'lokəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ملخ که می‌تواند در دسته‌های بزرگ سفر کند و آسیب‌های قابل توجهی به محصولات وارد کند.

عبارات و ترکیب‌ها

swarm of locusts

گله ملخ

black locust

ملخ سیاه

locust bean

کنجدک

locust tree

درخت سنجد

locust bean gum

صمغ لوبیا خرما

honey locust

سفیده عسلی

جملات نمونه

Locusts overran the prairie.

خرگوش‌ها دشت را فرا گرفتند.

living off locusts and honey.

زندگی از خرگوش‌ها و عسل.

Locusts ate the country bare.

خرگوش‌ها کشور را کاملاً خالی کردند.

a plague of locusts; a plague of accidents.

یک بیماری خرگوش؛ یک بیماری تصادفات.

the ferny shadows of locust leaves.

سایه‌های سرخسی برگ‌های خرگوش.

A plague of locusts afflicted the land.

طاعون ملخات زمین را آزار داد.

In no time the locusts came down and started eating everything.

در مدت کوتاهی خرگوش‌ها پایین آمدند و شروع به خوردن همه چیز کردند.

A bowl of noodle and a bowl of puffed ginger, a basin of pollywog and a basin of locust are all seemingly by our side.

یک کاسه رشته فرآوری شده و یک کاسه زنجبیل پف کرده، یک حوضچه قورباغه و یک حوضچه Locust همه به نظر می‌رسد در کنار ما هستند.

25 And I will restore to you the years that the locust hath eaten, the cankerworm, and the caterpiller, and the palmerworm, my great army which I sent among you.

25 و سال‌هایی را که ملخ خورده است، کرم شب‌تاب، کرم و کرم خرما، ارتش بزرگ من که در میان شما فرستاده‌ام، به شما باز خواهم گرداند.

He yearns to returns the greetings of the large and small insects he meets, such as a locust, a praying mantis, a spittlebug, a luna moth, and some mosquitoes.

او مشتاق است تا احوالپرسی بزرگان و کوچکتران حشرات را که با آنها ملاقات می کند، مانند یک خرگوش، زنبورک کشنده، حشره آبکی، کرم ماه، و برخی از حشرات پشمالو بازگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید