logarithm

[ایالات متحده]/'lɒgərɪð(ə)m/
[بریتانیا]/'lɔɡərɪðəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. یک عمل ریاضی که برای نمایش توان‌ها استفاده می‌شود و معمولاً برای حل معادلات نمایی به کار می‌رود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural logarithm

لگاريتم طبيعي

common logarithm

لگاريتم معمول

base 10 logarithm

لگاريتم پایه 10

logarithmic function

تابع لگاریتمی

جملات نمونه

The characteristic of the logarithm 6.3214 is 6.

ویژگی لگاریتم 6.3214 برابر با 6 است.

The student studied the properties of logarithms in math class.

دانش‌آموز خواص لگاریتم را در کلاس ریاضی مطالعه کرد.

The scientist used logarithms to analyze the data.

دانشمند از لگاریتم‌ها برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده کرد.

She calculated the pH of the solution using logarithms.

او pH محلول را با استفاده از لگاریتم‌ها محاسبه کرد.

The engineer applied logarithmic scales to the graph.

مهندس از مقیاس‌های لگاریتمی در نمودار استفاده کرد.

He explained how to solve exponential equations using logarithms.

او توضیح داد که چگونه معادلات نمایی را با استفاده از لگاریتم‌ها حل کنیم.

The computer program involved complex logarithmic functions.

برنامه کامپیوتری شامل توابع لگاریتمی پیچیده بود.

She found the antilogarithm of the given value.

او آنتی‌لگاریتم مقدار داده شده را پیدا کرد.

The logarithmic scale made it easier to compare the data.

مقیاس لگاریتمی مقایسه داده‌ها را آسان‌تر کرد.

The natural logarithm is often denoted by ln.

لگاریتم طبیعی اغلب با ln نشان داده می‌شود.

He used logarithms to model population growth.

او از لگاریتم‌ها برای مدل‌سازی رشد جمعیت استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید