logorrhea

[ایالات متحده]/ˌlɒɡəˈrɪə/
[بریتانیا]/ˌlɑɡəˈriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گفتار بیش از حد و اغلب نامفهوم؛ یک وضعیت پزشکی که با صحبت کردن بیش از حد مشخص می‌شود؛ اختلال گفتار سریع

عبارات و ترکیب‌ها

logorrhea symptoms

علائم زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea disorder

اختلال زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea treatment

درمان زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea causes

علت‌های زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea diagnosis

تشخیص زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea management

مدیریت زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea effects

اثرات زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea patients

بیماران زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea therapy

درمان‌­های زبان‌گویی بیش از حد

logorrhea examples

نمونه‌های زبان‌گویی بیش از حد

جملات نمونه

his logorrhea made it difficult to hold a conversation.

صحبت کردن به دلیل اغراق‌گویی او دشوار بود.

the meeting was unproductive due to her logorrhea.

جلسه به دلیل اغراق‌گویی او بی‌نتیجه بود.

logorrhea can be a symptom of certain mental health conditions.

اغراق‌گویی می‌تواند علامتی از برخی شرایط سلامت روان باشد.

he was known for his logorrhea at social gatherings.

او به دلیل اغراق‌گویی در جمع‌ها شناخته می‌شد.

her logorrhea often bored her friends.

اغراق‌گویی او اغلب دوستانش را خسته می‌کرد.

logorrhea can hinder effective communication.

اغراق‌گویی می‌تواند ارتباط موثر را مختل کند.

he tried to control his logorrhea during the interview.

او سعی کرد اغراق‌گویی خود را در طول مصاحبه کنترل کند.

her logorrhea was amusing at first, but soon became tiresome.

اغراق‌گویی او در ابتدا خنده‌دار بود، اما به زودی خسته‌کننده شد.

logorrhea can be a challenge for listeners.

اغراق‌گویی می‌تواند چالشی برای شنوندگان باشد.

he often confused logorrhea with being articulate.

او اغلب اغراق‌گویی را با صحبت کردن واضح اشتباه می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید