long-nosed

[ایالات متحده]/lɒŋˈnəʊzd/
[بریتانیا]/lɔːŋˈnoʊzd/

ترجمه

adj. بینی بلند داشتن (adj.)

عبارات و ترکیب‌ها

long-nosed monkey

میمون با پوزه بلند

long-nosed dog

سگ با پوزه بلند

long-nosed man

مرد با پوزه بلند

long-nosed creature

مخلوق با پوزه بلند

long-nosed fellow

همراه با پوزه بلند

جملات نمونه

the long-nosed tenrec uses its snout to dig for insects.

خرطوش بلندگوش از پوزه خود برای کندن حشرات استفاده می‌کند.

he had a long-nosed monkey figurine on his desk.

او یک مجسمه م Monkey با پوزه بلند روی میز خود داشت.

the long-nosed fruit bat feeds on nectar and pollen.

خفاش میوه‌ای با پوزه بلند از شهد و گرده تغذیه می‌کند.

the artist sketched a portrait of a long-nosed man.

هنرمند تصویری از مردی با پوزه بلند طراحی کرد.

a long-nosed dachshund wiggled its way through the grass.

یک داشshund با پوزه بلند از میان چمن‌ها راه خود را باز کرد.

the long-nosed sea snake hunts for small fish in the reef.

مار دریایی با پوزه بلند در جستجوی ماهی‌های کوچک در صخره‌های مرجانی است.

she admired the long-nosed anteater's unique appearance.

او به ظاهر منحصر به فرد خرس پوزه بلند علاقه داشت.

the long-nosed mole burrows deep underground to avoid predators.

خربنده پوزه بلند برای اجتناب از شکارچیان عمیقاً در زیر زمین حفر می‌کند.

the children giggled at the character with the long-nosed clown.

کودکان با دیدن شخصیت با پوزه‌ی کلاه‌دار خندیدند.

the long-nosed parrot used its beak to crack open nuts.

کاکاپولوی با پوزه بلند از نوک خود برای شکستن مغزها استفاده کرد.

he described the statue as having a distinctly long-nosed profile.

او مجسمه را با پروفایل پوزه‌ای متمایز توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید