long-nosed monkey
میمون با پوزه بلند
long-nosed dog
سگ با پوزه بلند
long-nosed man
مرد با پوزه بلند
long-nosed creature
مخلوق با پوزه بلند
long-nosed fellow
همراه با پوزه بلند
the long-nosed tenrec uses its snout to dig for insects.
خرطوش بلندگوش از پوزه خود برای کندن حشرات استفاده میکند.
he had a long-nosed monkey figurine on his desk.
او یک مجسمه م Monkey با پوزه بلند روی میز خود داشت.
the long-nosed fruit bat feeds on nectar and pollen.
خفاش میوهای با پوزه بلند از شهد و گرده تغذیه میکند.
the artist sketched a portrait of a long-nosed man.
هنرمند تصویری از مردی با پوزه بلند طراحی کرد.
a long-nosed dachshund wiggled its way through the grass.
یک داشshund با پوزه بلند از میان چمنها راه خود را باز کرد.
the long-nosed sea snake hunts for small fish in the reef.
مار دریایی با پوزه بلند در جستجوی ماهیهای کوچک در صخرههای مرجانی است.
she admired the long-nosed anteater's unique appearance.
او به ظاهر منحصر به فرد خرس پوزه بلند علاقه داشت.
the long-nosed mole burrows deep underground to avoid predators.
خربنده پوزه بلند برای اجتناب از شکارچیان عمیقاً در زیر زمین حفر میکند.
the children giggled at the character with the long-nosed clown.
کودکان با دیدن شخصیت با پوزهی کلاهدار خندیدند.
the long-nosed parrot used its beak to crack open nuts.
کاکاپولوی با پوزه بلند از نوک خود برای شکستن مغزها استفاده کرد.
he described the statue as having a distinctly long-nosed profile.
او مجسمه را با پروفایل پوزهای متمایز توصیف کرد.
long-nosed monkey
میمون با پوزه بلند
long-nosed dog
سگ با پوزه بلند
long-nosed man
مرد با پوزه بلند
long-nosed creature
مخلوق با پوزه بلند
long-nosed fellow
همراه با پوزه بلند
the long-nosed tenrec uses its snout to dig for insects.
خرطوش بلندگوش از پوزه خود برای کندن حشرات استفاده میکند.
he had a long-nosed monkey figurine on his desk.
او یک مجسمه م Monkey با پوزه بلند روی میز خود داشت.
the long-nosed fruit bat feeds on nectar and pollen.
خفاش میوهای با پوزه بلند از شهد و گرده تغذیه میکند.
the artist sketched a portrait of a long-nosed man.
هنرمند تصویری از مردی با پوزه بلند طراحی کرد.
a long-nosed dachshund wiggled its way through the grass.
یک داشshund با پوزه بلند از میان چمنها راه خود را باز کرد.
the long-nosed sea snake hunts for small fish in the reef.
مار دریایی با پوزه بلند در جستجوی ماهیهای کوچک در صخرههای مرجانی است.
she admired the long-nosed anteater's unique appearance.
او به ظاهر منحصر به فرد خرس پوزه بلند علاقه داشت.
the long-nosed mole burrows deep underground to avoid predators.
خربنده پوزه بلند برای اجتناب از شکارچیان عمیقاً در زیر زمین حفر میکند.
the children giggled at the character with the long-nosed clown.
کودکان با دیدن شخصیت با پوزهی کلاهدار خندیدند.
the long-nosed parrot used its beak to crack open nuts.
کاکاپولوی با پوزه بلند از نوک خود برای شکستن مغزها استفاده کرد.
he described the statue as having a distinctly long-nosed profile.
او مجسمه را با پروفایل پوزهای متمایز توصیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید