| جمع | longbowmen |
elite longbowman
کماندار نخبه
trained longbowman
کماندار آموزش دیده
skilled longbowman
کماندار ماهر
fearless longbowman
کماندار بیباک
veteran longbowman
کماندار با تجربه
loyal longbowman
کماندار وفادار
brave longbowman
کماندار شجاع
deadly longbowman
کماندار مرگبار
seasoned longbowman
کماندار باتجربه
legendary longbowman
کماندار افسانهای
the longbowman took aim at the target.
تیرانداز با کمان، هدف را نشانه گرفت.
in medieval times, the longbowman was a crucial part of the army.
در دوران قرون وسطی، تیرانداز با کمان بخش مهمی از ارتش بود.
the longbowman trained daily to improve his skills.
تیرانداز با کمان روزانه برای بهبود مهارت های خود تمرین می کرد.
many longbowmen were recruited for the battle.
بسیاری از تیراندازان با کمان برای نبرد استخدام شدند.
the longbowman wore protective armor during the fight.
تیرانداز با کمان در طول نبرد از زره محافظ استفاده کرد.
his father was a legendary longbowman in history.
پدرش در تاریخ یک تیرانداز با کمان افسانه ای بود.
the longbowman demonstrated his accuracy at the festival.
تیرانداز با کمان دقت خود را در جشنواره نشان داد.
longbowmen often worked in teams to strategize their attacks.
تیراندازان با کمان اغلب به صورت تیمی برای برنامه ریزی حملات خود کار می کردند.
the longbowman was praised for his bravery in battle.
تیرانداز با کمان به خاطر شجاعت خود در نبرد مورد تحسین قرار گرفت.
training as a longbowman requires patience and practice.
آموزش به عنوان تیرانداز با کمان نیاز به صبر و تمرین دارد.
elite longbowman
کماندار نخبه
trained longbowman
کماندار آموزش دیده
skilled longbowman
کماندار ماهر
fearless longbowman
کماندار بیباک
veteran longbowman
کماندار با تجربه
loyal longbowman
کماندار وفادار
brave longbowman
کماندار شجاع
deadly longbowman
کماندار مرگبار
seasoned longbowman
کماندار باتجربه
legendary longbowman
کماندار افسانهای
the longbowman took aim at the target.
تیرانداز با کمان، هدف را نشانه گرفت.
in medieval times, the longbowman was a crucial part of the army.
در دوران قرون وسطی، تیرانداز با کمان بخش مهمی از ارتش بود.
the longbowman trained daily to improve his skills.
تیرانداز با کمان روزانه برای بهبود مهارت های خود تمرین می کرد.
many longbowmen were recruited for the battle.
بسیاری از تیراندازان با کمان برای نبرد استخدام شدند.
the longbowman wore protective armor during the fight.
تیرانداز با کمان در طول نبرد از زره محافظ استفاده کرد.
his father was a legendary longbowman in history.
پدرش در تاریخ یک تیرانداز با کمان افسانه ای بود.
the longbowman demonstrated his accuracy at the festival.
تیرانداز با کمان دقت خود را در جشنواره نشان داد.
longbowmen often worked in teams to strategize their attacks.
تیراندازان با کمان اغلب به صورت تیمی برای برنامه ریزی حملات خود کار می کردند.
the longbowman was praised for his bravery in battle.
تیرانداز با کمان به خاطر شجاعت خود در نبرد مورد تحسین قرار گرفت.
training as a longbowman requires patience and practice.
آموزش به عنوان تیرانداز با کمان نیاز به صبر و تمرین دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید