longsightedness

[ایالات متحده]/ˈlɒŋˌsaɪtɪdnɪs/
[بریتانیا]/ˈlɔŋˌsaɪtɪdnɪs/

ترجمه

n. وضعیتی که در آن اشیاء دور را به وضوحتر از اشیاء نزدیک دیده می‌شود؛ نظر چشمی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

correct longsightedness

درست کردن نظریه‌ای نزدیک‌دید

treat longsightedness

درمان نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness correction

اصلاح نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness treatment

درمان نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness surgery

جراحی نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness diagnosis

تشخیص نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness problem

مشکل نظریه‌ای نزدیک‌دید

longsightedness condition

وضعیت نظریه‌ای نزدیک‌دید

suffering longsightedness

کسی که از نظریه‌ای نزدیک‌دید رنج می‌برد

longsightedness symptoms

симptom‌های نظریه‌ای نزدیک‌دید

جملات نمونه

many older adults develop longsightedness as they age, making it difficult to read small print.

بسیاری از افراد پیرتر با گذشت زمان دچار نابینایی فاصله‌ای می‌شوند که خواندن متن‌های کوچک را برای آن‌ها دشوار می‌کند.

the optometrist diagnosed her with mild longsightedness after the comprehensive eye exam.

اپتومتر پس از انجام معاینه چشم جامع، او را با نابینایی فاصله‌ای خفیف تشخیص داد.

children with undiagnosed longsightedness may struggle with reading and schoolwork.

کودکانی که نابینایی فاصله‌ای‌شان تشخیص داده نشده باشد، ممکن است در خواندن و کارهای مدرسه‌ای دچار مشکل شوند.

longsightedness can be easily corrected with prescription eyeglasses or contact lenses.

نابینایی فاصله‌ای می‌تواند به راحتی با عینک‌های دارویی یا عدسی‌های تماسی درمان شود.

my grandfather's longsightedness has worsened significantly over the past few years.

نابینایی فاصله‌ای پدربزرگ من در طول چند سال گذشته به طور قابل توجهی بدتر شده است.

she first noticed symptoms of longsightedness when she had to hold books at arm's length.

او اولین بار علائم نابینایی فاصله‌ای را وقتی که مجبور شد کتاب‌ها را در فاصله‌ای برابر با طول دست‌هایش نگه دارد، متوجه شد.

regular eye examinations can detect longsightedness before it affects daily life.

معاینات چشم منظم می‌تواند نابینایی فاصله‌ای را قبل از اینکه بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد، تشخیص دهد.

some people with longsightedness experience eye strain and headaches after prolonged reading.

برخی افراد مبتلا به نابینایی فاصله‌ای پس از خواندن طولانی مدت، درد چشم و مигrena تجربه می‌کنند.

surgical options exist for those who want to reduce their dependence on glasses for longsightedness.

گزینه‌های جراحی برای افرادی که می‌خواهند وابستگی خود به عینک برای نابینایی فاصله‌ای را کاهش دهند، وجود دارد.

longsightedness affects both near and distance vision in severe cases.

در موارد جدی، نابینایی فاصله‌ای هم بر دید نزدیک و هم بر دید دور تأثیر می‌گذارد.

he has been wearing reading glasses to correct his longsightedness since middle age.

او از زمان واسطه‌ای (میانسالی) به عینک‌های خواندن برای درمان نابینایی فاصله‌ای خود استفاده می‌کند.

the prevalence of longsightedness increases with age, particularly after fifty.

فراوانی نابینایی فاصله‌ای با گذشت زمان افزایش می‌یابد، به ویژه پس از پنجاه سالگی.

untreated longsightedness can lead to more serious vision problems if left uncorrected.

نابینایی فاصله‌ای که درمان نشود، در صورتی که بدون درمان باقی بماند، می‌تواند به مشکلات دید جدی‌تر منجر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید