longtime

[ایالات متحده]/'lɒŋtaɪm/
[بریتانیا]/'lɔŋtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به مدت قابل توجهی؛ دارای مدت طولانی
adv. به مدت طولانی

جملات نمونه

The semiretired chairman of the board of the brokerage firm was a longtime trader with nearly 40 years of experience in the grain pits at the Chicago Board of Trade.

رئیس هیئت مدیره نیمه بازنشسته شرکت کارگزاری یک معامله گر با سابقه طولانی با حدود 40 سال تجربه در سهم غلات در بورس شیکاگو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید