loonies

[ایالات متحده]/ˈluːniz/
[بریتانیا]/ˈluːniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دیوانه یا عجیب و غریب در نظر گرفته می‌شوند؛ جمع loony

عبارات و ترکیب‌ها

crazy loonies

دیوانگان خل و پلا

loonies unite

دیوانگان متحد شوند

loonies everywhere

دیوانگان همه جا

loonies in charge

دیوانگان مسئول هستند

loonies at play

دیوانگان در حال بازی هستند

loonies for hire

دیوانگان برای استخدام

loonies in action

دیوانگان در حال عمل هستند

loonies out there

دیوانگان آنجا هستند

loonies in town

دیوانگان در شهر

جملات نمونه

some people think that loonies are just a bunch of crazy folks.

بعضی از مردم فکر می‌کنند که لوانی‌ها فقط یک مشت آدم دیوانه هستند.

in canada, we often refer to one-dollar coins as loonies.

در کانادا، اغلب به سکه‌های یک دلاری به عنوان لوانی اشاره می‌کنیم.

he spent his loonies on snacks at the convenience store.

او پول‌هایش (لوانی) را برای خرید تنقلات در فروشگاه مواد غذایی خرج کرد.

they collected loonies for a charity event.

آنها برای یک رویداد خیریه لوانی جمع‌آوری کردند.

she found a few loonies in her couch cushions.

او چند لوانی در کوسنه‌های مبلش پیدا کرد.

he saved his loonies for a special occasion.

او پول‌هایش (لوانی) را برای یک مناسبت خاص پس انداز کرد.

buying a coffee with loonies is quite common here.

خرید قهوه با لوانی در اینجا بسیار رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید