lovemakings

[ایالات متحده]/ˈlʌvˌmeɪ.kɪŋz/
[بریتانیا]/ˈlʌvˌmeɪ.kɪŋz/

ترجمه

n. اقدام به فعالیت رمانتیک یا جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

lovemakings at night

معاشرت‌های شبانه

sweet lovemakings

معاشرت‌های شیرین

passionate lovemakings

معاشرت‌های پرشور

intimate lovemakings

معاشرت‌های صمیمی

gentle lovemakings

معاشرت‌های ملایم

romantic lovemakings

معاشرت‌های عاشقانه

private lovemakings

معاشرت‌های خصوصی

wild lovemakings

معاشرت‌های دیوانه وار

enjoyable lovemakings

معاشرت‌های لذت بخش

frequent lovemakings

معاشرت‌های مکرر

جملات نمونه

they often share intimate lovemakings in their relationship.

آنها اغلب روابط صمیمی عاشقانه را در رابطه خود به اشتراک می گذارند.

lovemakings can strengthen the bond between partners.

عاشقانه ها می توانند پیوند بین شرکا را تقویت کنند.

she wrote a poem about their passionate lovemakings.

او در مورد عشق های پرشور آنها شعر نوشت.

their lovemakings were filled with tenderness and affection.

عشق های آنها با لطافت و محبت پر شده بود.

they often explore new ways to enhance their lovemakings.

آنها اغلب روش های جدیدی را برای افزایش عشق های خود کشف می کنند.

lovemakings can be a beautiful expression of love.

عشق ها می توانند بیان زیبایی عشق باشند.

after a long day, they enjoy cozy lovemakings together.

بعد از یک روز طولانی، آنها از عشق های دنج با هم لذت می برند.

they often reminisce about their early lovemakings.

آنها اغلب به عشق های اولیه خود فکر می کنند.

lovemakings can vary greatly from couple to couple.

عشق ها می تواند به طور قابل توجهی از یک زوج به زوج دیگر متفاوت باشد.

they believe that lovemakings are essential for a healthy relationship.

آنها معتقدند که عشق ها برای یک رابطه سالم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید