low-maintenance

[ایالات متحده]/[ˈləʊ ˈmeɪn.tən.əns]/
[بریتانیا]/[ˈloʊ ˈmeɪn.tən.əs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. که نیاز به تلاش کمی برای حفظ یا نگهداری در حالت خوب دارد؛ که نیاز به نگهداری یا توجه کمی دارد.
n. چیزی که نیاز به تلاش کمی برای حفظ دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

low-maintenance lifestyle

سبک زندگی کم نگهداری

low-maintenance plants

گیاهان کم نگهداری

being low-maintenance

کم نگهداری بودن

low-maintenance partner

همسر کم نگهداری

a low-maintenance job

یک شغل کم نگهداری

low-maintenance design

طراحی کم نگهداری

keeping it low-maintenance

نگهداری کم حفظ کردن

low-maintenance apartment

آپارتمان کم نگهداری

was low-maintenance

کم نگهداری بود

low-maintenance attitude

وضعیت کم نگهداری

جملات نمونه

we opted for a low-maintenance garden with drought-resistant plants.

ما به یک گیاهان کم نگهداری با گیاهان مقاوم در برابر خشکسالی انتخاب کردیم.

she prefers a low-maintenance hairstyle that doesn't require a lot of styling.

او به یک سبک مو کم نگهداری که نیاز به سبک‌سازی زیادی ندارد، ترجیح می‌دهد.

the landlord seeks a low-maintenance tenant who respects the property.

صاحب مسکن به دنبال یک اجاره‌کننده کم نگهداری است که از ملک احترام می‌گذارد.

this low-maintenance car is perfect for someone who doesn't enjoy frequent repairs.

این ماشین کم نگهداری برای کسی که اصلاحات مکرر را دوست ندارد، کامل است.

he invested in a low-maintenance index fund for long-term growth.

او در یک صندوق شاخص کم نگهداری برای رشد بلند مدت سرمایه گذاری کرد.

the low-maintenance software updates are a significant advantage for busy professionals.

به‌روزرسانی‌های نرم‌افزار کم نگهداری برای حرفه‌ای‌های مشغول یک مزیت قابل توجه است.

we're looking for a low-maintenance vacation spot with easy access to amenities.

ما به دنبال یک مکان کم نگهداری برای تعطیلات با دسترسی آسان به امکانات هستیم.

a low-maintenance wardrobe consisting of versatile basics is ideal for travel.

یک لباس‌پوش کم نگهداری که از اساسی‌های چند منظوره تشکیل شده است، برای سفر مناسب است.

the low-maintenance system allowed the team to focus on core business functions.

سیستم کم نگهداری به تیم اجازه داد تا روی توابع اصلی کسب و کار متمرکز شود.

she enjoys a low-maintenance lifestyle, prioritizing experiences over possessions.

او از یک سبک زندگی کم نگهداری لذت می‌برد، تجربیات را در مقایسه با دارایی‌ها اولویت می‌دهد.

the low-maintenance furniture required minimal cleaning and upkeep.

مبلمان کم نگهداری نیاز به تمیز کردن و نگهداری کمی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید